ازدواج بدون اذن ولی

ازدواج بدون اذن ولی  : آیا میدانستید دختر عاقل و بالغ و رشید ، برای ازدواج خود نیاز به اذن ولی دارد ؟

همین یک جمله کافی است تا با شنیدن و خواندن آن به بهت فرو برویم و در ذهنمان هزاران سوال بی جواب باقی بماند!در همه جای قانون گفته شده افراد پس از به بلوغ رسیدن دیگر تحت ولایت نیستند و اختیار دارند و تمامی تصمیماتشان دارای اعتبار است. پس چطور است که برای ازدواج که امری لازم و حیاتی در زندگی هر آدمی میباشد و وابسته به امیال ها و نیاز های طبیعی و فطری هرکسی است منوط به اذن دیگری شده؟

ما اینجا هستیم تا سوالات بی جواب شما را پاسخ دهیم و ابهامات را برایتان رفع کنیم.

ازدواج دختر باکره

ازدواج دختر باکره در قانون ایران حتماً باید با اذن ولی باشد و این از موارد استثنایی است که ولایت ولی پس از به بلوغ رسیدن از بین نرفته و باقی مانده.

در ابتدا برای شما توضیح میدهیم که ولی همان پدر و جد پدری میباشد،یعنی فقط اذن و اجازه ی این دو باید وجود داشته باشد و مادر،خواهر،برادر و … هیچ نقش و تاثیری در ازدواج دختر ندارند.

دختر باکره دختری است که قبلاً ازدواج نکرده و دخولی نیز نداشته است ؛ هرچند که برخی علما بر این باورند که اگر دختری که دخول داشته ، بکارت خود را ازطریق زنا یا وطی به شبهه یا هر طریق نامشروع دیگر از دست داده باشد و در سنی باشد که خوب و بد خود را نتواند از هم تشخیص دهد ، نیازمند اذن ولی است اما در مورد دختر باکره حتی اگر سنش زیاد هم باشد ، باز نیازمند اذن ولی خود است.

ازدواج بدون اذن ولی 

البته این را باید بگوییم که بنا برعقیده بزرگان حقوق ، اذن ولی در نکاح دختر باکره شرط صحت عقد نیست ، به زبان ساده تر آنکه اگر ازدواج بدون اذن ولی صورت گیرد عقد باطل نیست اما سردفتر متخلف مجازات خواهد شد.هرچند که نظر برخی بر فقها بر آن است که عقد باطل است و زوج باید همسر خود را مطلقه سازد و اذن پدر را بگیرد،پیشنهاد ما به شما آن است که برای اطمینان در این مورد به مرجع تقلید خود مراجعه کنید زیرا که در قانون هیچ نصی در این باره وجود ندارد.

آیا در همه موارد دختر باکره نیاز به اذن ولی دارد ؟

در ادامه ما به شما مواردی را میگوییم که دختر باکره نیز نیازی به اذن پدر و یا پدربزرگ خود ندارد،مواردی که در قانون تصریح شده اند. مواردی مثل آنکه ولی غائب باشد، محجور باشد و یا خود تحت قیمومیت دیگری باشد و حتی در مواردی که ولی زنده باشد اما دسترسی به ایشان به هر طریقی ممکن نباشد.

در این موارد اجازه آن ها خود به خود منتفی میشود که البته این منتفی شدن خود به خودی منوط به آن است که دختر مواردی را که در بالا گفته شد به دادگاه اثبات کند. مثلا در مواردی که ولی دختر غائب است دادگاه از طریق نشر آگاهی و گواهی شهود و … اقدام به تحقیق مینماید تا از صحت غائب بودن ولی مطمئن گردد ، لازم به توضیح است که استفاده از وکیل خانواده در انجام تمامی این مراحل می تواند کمک شایانی در انجام امور داشته باشد.

مورد دیگری که اجازه ولی در آن ساقط میشود و جز موارد استثنایی است که دادگاه در واقع به بنیان خانواده ورود میکند و در تصمیمات آنان دخالت میکند ، آن است که پدر و یا پدربزرگ بدون عذر موجه از دادن اذن به دختر خودداری کنند.هیچ مصداق مشخصی برای عذرموجه در قانون وجود ندارد و در این مورد دادگاه تصمیم میگیرکه آیا دلیل اذن ندادن ولی منطقی هست یا خیر.

در جایی که ولی بدون عذر وجه اذن در نکاح به دختر نمیدهد ، دختر میتواند با تنظیم دادخواستی به دادگاه خانواده مراجعه کند و موارد موجه نبودن عذر ولی خویش را اعلام سازد،دادگاه با بررسی های لازم و کافی اگر دلایل دختر را منطقی تشخیص دهد،اجازه ولی را ساقط و خود اقدام به دادن اذن به دختر برای ازدواج مینماید و دختر نیز با در دست داشتن حکم دادگاه میتواند ازدواج خود را در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق ثبت نماید.

هم کفو بودن طرفین

یکی از مواردی که دادگاه برای دادن اذن نکاح به آن توجه میکند هم کفو بودن دختر با فرد مورد نظر خویش برای ازدواج است.هم کفو بودن در فقه به معنای مسلمان بودن هر دو طرف اما در عرف و رویه قضایی بهآن معناست که دو طرف از لحاظ حیثیت و شانیت اجتماعی در یک رده و یک ردیف باشند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.