حذف ورثه به صورت عمدی

حذف ورثه به صورت عمدی : پس از فوت متوفی طبق ماده 1 ازقانون تصدیق انحصار وراثت در هر موردی که یک یا چند نفر بخواهند مال متعلق به متوفائی را اعم از منقول یا غیر منقول یا اسنادی که نزد غیر است به عنوان وراثت اخذ نمایند و یا طلب متوفائی را به این عنوان وصول کنند و متصرف یا مدیون بدون انکار وجود مال یا دین یا اسناد تصدیقی برای سمت و یا انحصار وراثت از انها بخواهد باید مطابق ماده 2 قانون تصدیق وراثت عمل بشود و شخص یا اشخاص برای تحصیل تصدیق وراثت و عده وراثت تقاضای کتبی به یکی از محاکم صلح محل اقامت دائمی متوفی و ی محاکم بدایتی که وظایف صلحیه را دارد تقدیم کند و در صورتی که محل اقامت دایمی متوفی در خارج از مملکت باشد به یکی از محاکم صلح تهران باید مراجعه شود.

طبق تبصره این ماده در غیر این مورد خواه اختلاف در وراثت بوده و خواه شخصی که متصرف مال منقول یا غیر منقول است منکر باشد امر به اقامه دعوا در محاکم صالحه خاتمه خواهد یافت .

امروزه صدور گواهی انحصار وراثت در صلاحیت شوراها ی حل اختلاف محل اقامت دایمی متوفی است .

حذف ورثه به صورت عمدی

مجازات جرم حذف ورثه به صورت عمد

ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت در رابطه با این که فردی به صورت عمدی نام یکی از ورثه را در ضمن گواهی انحصار وراثت ذکر نکند این گونه بیان میدارد :هرگاه معلوم شود که مستدعی تصدیق وراثت با علم بعدم وراثت خود تحصیل تصدیق وراثت نموده ویا باعلم بوجود وارثی غیر از خود تحصیلتصدیق برخلاف حقیقت کرده است کلاهبردار محسوب و علاوه بر ادای خسارت به مجازاتی که به موجب قانون برای این جرم مقرر است محکوم میشود .

بنابراین طبق ماده 1 قانون تشدید مجاات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مجازات جرم کلاهبرداری موارد زیر است :

  1. رد مال
  2. حبس از یک تا هفت سال
  3. پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است

البته مجازت حبس ماده فوق در صورتی که مبلغ آن از نصاب مقرر در ماده 36 قانون مجازات اسلامی بیشتر نباشد تقلیل می یابد .
همچنین ماده 10 همین قانون اینگونه بیان میدارد : هر شاهدی که در موضوع تحصیل تصدیق وراثت برخلاف حقیقت شهادت دهد برای شهادت دروغ تعقیب و ب مجازاتی که برای این جرم مقرراست محکوم میشود .

علاوه بر این موارد طبق بند الف ماده 2 قانون تخلفات و جرائم و اسناد سجلی شخصی که در اعلام ولادت و یا وفات و یا هویت بر خلاف واقع اظهار نماید به حبس از 91 روز تا یکسال و یا به پرداخت جزای نقدی دویست هزار ریال تا یک میلیون ریال نیز محکوم میشود .

نحوه شکایت

شاکی میتواند شکوائیه خود را در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی به ثبت برساند و سپس باید تمبر هزینه شکایت کیفری را باطل کند پس از آن باید در دادگاه صالح حضور پیدا کند ، دادگاه صالح دادگاه محل وقوع جرم است .

وکیل اثبات نسب با پیگیری 100%

وکیل اثبات نسب : اثبات نسب در گذشته یکی از سخت ترین مسائلی بود که برخی از افراد و بخصوص پدران را درگیر خود می کرد. هرچند چالش ها و دشواری های مربوط به این امر همچنان در قوانین تدوین شده و متون فقهی و حقوقی رویت می شود اما با پیشرفت علوم پزشکی،اثبات نسب به یکی از راحت ترین مسائل ممکن در دنیای امروز مبدل شده است.

البته این را هم بگوییم که همچنان شک و شبهه هایی در خصوص صحت تمام نتایج آزمایشات پزشکی در زمینه اثبات نسب وجود دارد اما این میزان به قدری ناچیز است که اغلب قضات هم به آن توجهی ندارند. به هرحال اثبات نسب همچنان اهمیت خود را همانند گذشته حفظ کرده است و شما نیز در صورت نیاز به اثبات نسب خود یا فرزندان و یا حتی خواهر و برادر یا پدر و مادر خود بهتر است به وکیل اثبات نسب مراجعه نمایید.

وکیل اثبات نسب

اثبات نسب به چه معناست؟

نسب در اصطلاح عامیانه به خویشاوندی و نژاد گفته می شود اما در اصطلاح حقوقی به نوعی رابطه خونی در یک خانواده مشخص (محدود به پدر و مادر و فرزندان) اطلاق می گردد. در واقع اثبات نسب به معنای خاص مدنظر ماست و نسب به صورت عام را شامل نمی شود. اهمیت اثبات نسب در خصوص مشروعیت تولد، قوانین ارث، منع یا مجاز شمردن رابطه زوجیت میان دو فرد و مواردی از این قبیل است.

اثبات نسب در گذشته

اثبات نسب در گذشته به شیوه های سخت و دشوار و بعضا غیرقابل باور امکان پذیر بود. به عنوان مثال اگر فردی ادعای اثبات نسب فرزندی که به وی نسبت داده شده است را می داد به مدت زمان لازم برای تولد طفل دقت می شد. مثلا اگر زن و مردی که شش الی ده ماه از رابطه زوجیت آن ها می گذشت صاحب فرزندی می شدند طبق قاعده فراش این فرزند را به شوهر آن زن نسبت می دادند.

البته اثبات نسب صرفا در خصوص اثبات رابطه فرزند و پدر مطرح نمی شود اما باتوجه به اینکه خروج طفل از زن کاملا مشهود است به ندرت جای اعتراض دارددر مقابل ایجاد نطفه توسط شوهر در بدن زن امری کاملا پوشیده است و اثبات آن نیز به دشواری صورت خواهد گرفت. هرچند امروزه و باتولد دهها نوزاد در یک بیمارستان و در یک روز مشخص، ابهامات زیادی برای برخی از والدین به وجود آمده است.

در گذشته یک فرد می توانست از تمام اماراتی که وجود دارد برای اثبات نسب یا رد آن استفاده کند. از قاعده فراش گرفته تا اقرار، سوگند، شهادت شهود و مواردی از این قبیل. همچنین راه هایی برای نفی نسب توسط مردی که فرزندی را به او نسبت می دادندو نمی توانست نفی نسب کند وجود داشت که امروزه چندان مطرح نمی شوند و وجهه عامیانه ندارند.

اثبات نسب در دوره معاصر

با پیشرفت علوم پزشکی و مطرح شدن مسائلی همانند آزمایش ژنتیک و دی ان ای، اثبات نسب نیز وجهه کاملا علمی و پزشکی به خود گرفت. در قرن اخیر اثبات نسب با شک و شبهه های بسیار زیادی مواجه بود اما با ورود به قرن بیست و یکم و افزایش مطالعات در این زمینه، امکان خطا و اشتباهات پزشکی نیز به حداقل ممکن رسید.

بنابراین در دنیای کنونی هر کسی که خواستار اثبات نسب باشد می تواند از دادگاه درخواست آزمایشات پزشکی بدهد. البته بخش ناچیزی از این آزمایشات با پاسخ های اشتباه همراه بوده است و همین مسئله باعث گردید تا برخی از فقها به این امر رای بدهند که در صورت عدم اثبات نسب توسط آزمایشات پزشکی، مردی که یک فرزند را به او نسبت داده اند وظیفه دارد پرداخت نفقه آن طفل را بر عهده گیرد مگر اینکه طبق برخی دیگر از امارات پدر واقعی او مشخص شود.

چرا باید به وکیل اثبات نسب مراجعه کنیم؟

روند رسیدگی های قضایی و بخصوص مسائل کیفری که در خصوص خانواده های مسلمان با فرهنگی اسلامی شکل می گیرند بسیار چالش برانگیز هستند. از طرف دیگر اصولا طی یک جلسه نیز نمی توان به نتیجه مورد نظر دست یافت و امکان اعتراض و تجدید نظر در خصوص رای صادره نیز وجود دارد.

وکیل اثبات نسب شما را از مواجهه با اشخاصی که امکان درگیری میان شما و آن ها بسیار بالاست باز میدارد. با گرفتن وکیل امور حسبی دیگر با بسیاری از چالش هایی که می تواند مسائل روزمره تان را تحت تاثیر قرار دهد مواجه نخواهید شد. از طرف دیگر یک وکیل اثبات نسب به خوبی می داند از چه شگردهایی برای دفاع از حقوق شما استفاده نماید.

نصب امین

نصب امین یکی از امور حقوقی مطرح شده در قوانین ایران است که منجر به شکل گیری برخی دعاوی حقوقی در حوزه امور حسبی شده است. مشاوره حقوقی نصب امین به صور گوناگون اعم از مشاوره حقوقی تلفنی یا آنلاین و حتی حضوری صورت می گیرد. این مقاله نیز با هدف بررسی این موضوع و پاسخ به سوالات شما طراحی شده است. مشاوران ما در موسسه عدل محور در اولین فرصت ممکن به سوالات شما پاسخ می دهد.

نصب امین به چه معناست؟

امین به معنای فردی است که در قالب امانت، نگهداری از مال دیگری را پذیرفته است. این جمله یک تعریف کلی از واژه امین است اما نصب امین یک اصطلاح حقوقی و به معنای تعیین یک فرد جهت محافظت از اموال فردی است که خود قادر به محافظت از آن اموال نیست. به عنوان مثال زمانی که به یک جنین، سهم الاث تعلق می گیرد نمی توان اموال را به او واگذار کرد. یک فرد دیگر ممکن است به علت کهولت سن نتواند از اموال خود نگهداری کرده یا به صورت اصولی در آن ها تصرف نماید. در این خصوص یک مسئله حقوقی تحت عنوان نصب امین مطرح می گردد.

موارد تعیین امین در قانون

قانون مدنی و قانون امور حسبی، قوانین موجود در زمینه نصب امین و شرایط نصب آن هستند. بر طبق قوانین موجود باید برای اموال ذیل مبادرت به نصب امین نمود:

  • اداره سهم الارث یک جنین که ولی یا وصی ندارد.
  • اموالی که برای مصارف عمومی تعیین شده اند اما فرد خاصی بر آن ها مدیریت ندارد.
  • زمانیکه که متولی در نگهداری از اموال موقوفه خیانت کند.
  • در صورتی که یک فرد غایب مفقودالاثر باشد و هیچ گونه اقدامی در زمینه تعیین مدیر برای مدیریت اموال خود انجام نداده باشد.
  • هرگاه ولی قهری توانایی مدیریت اموال مولی علیه را به صورت موقت از دست بدهد.
  • عرگاه ولی قهری به علتی از علل موجود از نگهداری اموال عاجز گردد.
  • هرگاه ولی قهری خیانت در امانت کند ضم امین صورت می گیرد.

نصب امین

دادگاه صالح برای نصب امین

تعیین امین به موارد مختلفی تقسیم می شود؛ از تعیین امین برای اداره اموال جنین گرفته تا غایب مفقودالاثر و یا فردی که توانایی مدیریت اموال خود را ندارد. در خصوص تعیین امین برای اداره اموال جنین باید به دادگاه محل اقامت مادر جنین مراجعه کرد. تعیین امین برای اداره اموال فردی که عاجز است در حوزه دادگاهی صورت می گیرد که شخص نامبرده در آن جا اقامت دارد. در سایر مواردی که در قانون مدنی و امور حسبی ذکر شده است باید به دادگاه شهرستانی مراجعه نمود که نیاز به تعیین و نصب امین حاصل شده است.

دادخواست نصب امین

حال سوال دیگری که مطرح می گردد این است که چه شخصی می تواند درخواست نصب امین دهد؟ پاسخ به این سوال بسیار راحت است چرا که همانند بسیاری از دعاوی مربوط به امور محجورین، دادستان در این حوزه نیز می تواند درخواست نصب امین بدهد. به غیر از دادستان، تمامی افرادی که در خصوص نصب امین ذی نفع هستند همانند وراث او، بستانکار و مواردی از این قبیل نیز می توانند درخواست تعیین امین بدهند.

نصب امین برای غایب مفقودالاثر

یکی از مهمترین مصادیق نصب امین در خصوص اداره اموال غایب مفقودالاثر است. در این خصوص بخشی در دادگاه خانواده جهت رسیدگی به امور محجورین و افرادی که غایب مفقودالاثر هستند در نظر گرفته شده است. در صورتی که ثابت شود فرد غایب شده و هیچ گونه خبری از او دریافت نشده است دادگاه به درخواست دادستان، بستانکار، شرکای فرد یا وراث او مبادرت به تعیین امین می کند. همانند سایر موارد مرتبط با امور محجورین، اداره مال غایب توسط ولی قهری ارجحیت دارد مگر اینکه عدم صلاحیت او مشخص گردد.

نصب امین برای جنین

نصب امین در این زمینه اصولا در صورتی اتفاق می افتد که سهم الارث به جنین تعلق گیرد. در این خصوص و در اغلب موارد نیز دادستان مباردت به درخواست نصب امین می کند و طبق قانون در صورت عدم توانایی یا زنده بودن ولی قهری، مادر نسبت به دیگران ارجحیت خواهد داشت. امین بودن مادر در صورتی رد می گردد که دلایل و مدارک کافی دال بر عدم صلاحیت او موجود باشد.

نصب امین برای عاجز

عجز از اداره اموال ممکن است به هر علتی رخ دهد. بروز بیماری های مهلک، کهولت سن، مسافرت های طولانی به نقاط دور دست و بسیاری دیگر از موارد باعث می شود تا یک فرد به این نتیجه برسد که توانایی اداره اموال خود را ندارد و در این زمینه مبادرت به درخواست نصب امین کند. درخواست نصب امین در این مورد نیز ممکن است به علت ناتوانی مطلق فرد توسط دادستان و افراد ذی نفع صورت گیرد.

چگونگی اداره اموال توسط امین

قانون زوایای خاصی برای اداره اموال توسط امین ترسیم نکرده و به ذکر کلیات آن اکتفا کرده است. جزییات این عرصه را می توان به صورت ذیل دسته بندی کرد:

  • قبل از ضایع شدن مواد فاسد شدنی یا دارای دوام محدود، نسبت به تبدیل، تغییر یا فروش آن ها اقدام کند.
  • اجازه بذل و بخشش خارج از مصلحت فرد را ندارد.
  • می تواند دستمزد خود را که توسط شورای حل اختلاف یا دادگاه تعیین شده است از محل اموال تامین کند.
  • تلاش خود را در راستای افزایش کیفیت اموال فرد به صورت معقول بکار گیرد.
  • امورات قانونی از قبیل ثبت مدارک، امضای اجاره نامه ها و … را به صورت دقیق انجام دهد.
  • در صورت تعیین حدود برای وظایف او توسط دادگاه از حدود مشخص شده تجاوز نکند.
  • در صورت بازگشت غایب مفقودالاثر یا صدور حکم موت فرضی برای او و یا خارج شدن فرد از حجر، نسبت به انتقال قانونی اموال اقدام نماید.
  • در صورت عجر از اداره اموال باید به صورت قانونی نسبت به عزل خود اقدام نموده و شرایط نصب امین را فراهم کند.

غایب مفقودالاثر

غایب مفقودالاثر در قوانین ایران و با توجه به متون فقهی مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از افراد همچنان با معنای حقوقی غایب مفقودالاثر آشنا نبوده و تعاریف نادرستی از آن ارائه می کنند. غایب مفقودالاثر بستگان خود و بخصوص خانواده را با مسائل مختلفی از حیث تقسیم ارث و رابطه زوجیت در قالب مواردی همچون صدور حکم موت فرضی، طلاق از جانب زن و … روبرو می کند. در صورتی که شما نیز با چنین مسئله ای مواجه شده اید بهتر است با مطالعه این مقاله گروه حقوقی عدل محور را همراهی کنید.

غایب مفقودالاثر کیست؟

با توجه به متون قانونی و شرعی غایب مفقودالاثر به کسی گفته می شود که مدت زیادی از خروج او از اقامتگاه خود و محل سکونتش گذشته و هیچ گونه خبری از او دریافت نشده است. این فرد در فقه با عنوان غایب مفقودالخبر نیز شناخته می شود. بر طبق قانون مدنی ایران غایب مفقودالاثر فردی است که :

  1. اگر ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است گذشته باشد و در انقضایاین مدت، سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد.
  2. وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین، جزء نیروهای مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود گردد و سه سال از تاریخ انعقاد صلح بگذرد و هیچ گونه خبری از او دریافت نگردد. در صورتی که قرارداد صلح امضا نشده باشد این مدت به پنج سال افزایش می یابد.
  3. اگر سه سال تمام از تلف شدن یک کشتی گذشته باشد و فردی که در آن کشتی بوده هیچ گونه خبری از او دریافت نگردد.

غایب مفقودالاثر

بررسی وضعیت همسر غایب مفقودالاثر

در این خصوص باید حتما چهار سال از بی اطلاعی زن نسبت به مرد گذشته باشد تا دادگاه بتواند مقدمات لازم برای صدور حکم طلاق غیابی را صادر کند. چهار سال در این قانون برای افرادی اعمال می شود که در زمره دسته های ذکر شده در مبحث قبل قرار نگیرند. زن پس از مراجعه به دادگاه باید پس از اعلام وضعیت خود نسبت به آگهی این وضعیت در روزنامه کثیرالانتشار اقدام نماید. اگر پس از یکسال هیچ گونه خبری از همسر وی نشد می تواند نسبت به دریافت حکم طلاق غیابی امیدوار باشد. در این خصوص زن باید عده وفات نگه داشته و پس از این زمان می تواند مجددا ازدواج کند.

ارث غایب مفقودالاثر

یکی از مهمترین مسائلی که در خصوص غایب مفقودالاثر پیش میاید وضعیت ارث او از حیث ارث بردن و یا وارث شدن است. اگر غایب مفقودالاثر در زمره وراث باشد سهم خود را دریافت می کند و عدم حضور او مانع تقسیم ارث نمی گردد. اگر بعدها مشخص شود که فوت غایب پیش از فوت وارث بوده است سهم او به نسبت این امر میان سایر وراث تقسیم می شود.

 

اگر پس از فوت وارث، برای غایب مفقودالاثر حکم موت فرضی صادر گردد اموال او به نسبت سهم مشخص میان وراث او تقسیم می شود. تقسیم ارث در این مورد نیز از تمام قوانین مربوط به تقسیم ماترک در قانون مدنی پیروی می کند. بنابراین ابتدا دیون متوفی و بخصوص مهریه زن پرداخت می گردد و در صورت خالص شدن اموال، میان وراث او تقسیم می شود.

بازگشت غایب مفقودالاثر

هرچند قوانین بسیاری در خصوص اموال و زوجیت غایب مفقودالاثر نگاشته شده است با این حال ممکن است یک فرد غایب پس از مدت زمان طولانی به شهر و محل سکونت خود بازگشته و عنوان مفقودالاثر بودن از او برداشته شود. در این خصوص تکلیف اموال او و همچنین طلاق غیابی همسرش چیست؟

اموال

اگر اموال او در قالب ارث میان وراث تقسیم شود دادگاه تضمین کافی جهت عودت دادن اموال به ملکیت غایب در صورت مراجعه او را از آن ها خواهد گرفت هرچند در این زمینه حکم موت فرضی را صادر کند. اگر هم حکم موت فرضی او پیش از یک وارث دیگر صادر شده باشد و به این دلیل سهم الارث او محاسبه نشده باشد باز هم می تواند نسبت به دریافت سهم الارث خود از وراث اقدام کند.

طلاق غیابی

همانطور که گفته شد زن غایب مفقودالاثر می تواند پس از پنج سال نسبت به اجرای حکم طلاق غیابی اقدام کند. اگر مرد در زمان عده زن مراجعه کند می تواند با رجوع به همسر خود از ادامه روند طلاق جلوگیری کند اما اگر پس از عده مراجعت کند هیچ گونه حقی نسبت به اجبار زن در خصوص از سرگیری زندگی مشترک ندارد و نمی تواند در این زمینه حمایت قانون را به دست آورد.

نصب امین

یکی از مهمترین اموری که توسط دادگاه ها و برای حفظ اموال غایب مفقودالاثر و همچنین تضییع حقوق مالی او صورت می گیرد نصب امین است. یک امین باید در تمامی شرایط حافظ اموال فرد بوده و از هرگونه سواستفاده از این اموال بپرهیزد. درخواست نصب امین باید توسط دادستان، وارث، طلبکار و شرکای فرد صورت گیرد. تمامی امور مربوطه در دادگاه های حقوقی و در دادگاه خانواده صورت می گیرد.

صدور حکم موت فرضی چگونه انجام می شود ؟

صدور حکم موت فرضی : قانون در شرایط بخصوصی این اجازه را به قضات داده است تا نسبت به صدور حکم موت فرضی اقدام کنند. موت فرضی در برخی از موارد با عنوان موت حکمی نیز شناخته می شود و بدین معناست که مرگ واقعی و مسلم یک فرد به اثبات نرسیده است اما وضعیت موجود دال بر عدم زنده بودن شخص است. چنین حکمی باعث می شود تمام آثار یک موت واقعی بر اموال و زندگی شخص حکمفرما شده و از لحاظ قانونی، او به عنوان یک متوفی واقعی شناخته شود. این مبحث را در ادامه به صورت تفصیلی تر دنبال می کنیم با گروه حقوقی عدل محور همراه باشید.

حکم موت فرضی غایب مفقودالاثر

قانون مدنی ایران چندین مورد از مواردی که می توان در خصوص غایب مفقودالاثر حکم موت فرضی را صادر نمود بیان نموده است. طبق قانون مدنی بعد از مدت زمان تعیین شده می توان برای این اشخاص حکم موت فرضی را صادرکرد. این موارد عبارتند از:

  1. در مواردی که غایب مفقودالاثر در مدت ده سال پس از غیبت او به سن 75 سال رسیده باشد.
  2. در صورتی که فردی در زمره قشون جنگی باشد و در جنگی که منتهی به صلح شده است به مدت سه سال خبری از او دریافت نگردد یا اینکه پنج سال پس از جنگی که منتهی به صلح نشده است از او خبری دریافت نگردد.
  3. اگر حین سفر دریایی و به دنبال غرق شدن کشتی به مدت سه سال از فرد هیچ گونه اخباری مبنی بر زنده بودن او دریافت نشود.

صدور حکم موت فرضی

دادخواست موت فرضی

دادخواست موت فرضی در دادگاه خانواده و در بخش رسیدگی به امور محجورین و افراد مفقودالاثر بررسی می شود. این دادخواست از طرف ذی نفع و به طرفیت وراث و دادستان تنظیم می شود. بنابراین شما باید به یکی از شعبات دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و اقدام به تنظیم دادنامه کنید. این دادخواست باید در دادگاهی اقامه گردد که به عنوان محل زندگی و اقامتگاه غایب مفقودالاثر شناخته می شود. لازم به ذکر است که رسیدگی به این پروسه چهارده الی هجده ماه طول می کشد.

آثار حکم موت فرضی چیست؟

آثار حکم موت فرضی شامل دو نوع اثر مالی و اثر غیرمالی می گردد. این آثار در اغلب کشورها به رسمیت شناخته شده و در متون فقهی و شرعی اسلام نیز مورد مجادله قرار گرفته است. مهمترین آثار مالی مترتب بر اموال غایب مفقودالاثر، در رابطه با ارث و میراث است اما روابط غیر مالی شامل رابطه زوجیت او با دیگری بوده و اینکه امکان طلاق وجود دارد یا خیر؟

اموال موت فرضی

در برخی از موارد آثار مترتب بر اموال غایب مفقودالاثر با عنوان اموال موت فرضی شناخته می شود. این اموال پس از صدور حکم موت فرضی میان وراث وی تقسیم می شوند و تمامی مراحل قانونی در خصوص تقسیم ماترک نیز بر آن ها اعمال می گردد. بنابراین ضرورت دارد ابتدا از طریق تحریر ترکه و تسویه ترکه تمامی دیون و بدهی های او پرداخت شود و پس از کسر هزینه های ضروری، مابقی اموال بر طبق قانون میان وراث او تقسیم شود.

همچنین اگر در طول مدتی که حکم موت فرضی صادر نشده است وی بنابر علتی از اسباب قانونی از فردی ارث ببرد طبق قانون اموال او به فردی با عنوان امین سپرده می شود. در این خصوص نصب امین یک ضرورت قانونی است. اگر فرد تا قبل از صدور حکم موت فرضی بازنگردد این اموال نیز در قالب اموال موت فرضی در اختیار ورثه قرار می گیرد.

اثر حکم موت فرضی بر نکاح

مهمترین و جنجال برانگیزترین مسئله ای که در خصوص غایب مفقودالاثر مطرح می گردد رابطه زوجیت و تعیین تکلیف آن در خصوص همسر وی است. در این خصوص قانون می گوید که اگر تا چهار سال از فرد هیچ گونه خبری دریافت نگردید زن می تواند در دادگاه خانواده درخواست صدور حکم موت فرضی بدهد. دادگاه این درخواست را بررسی کرده و پس از آگهی این امر در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار، یکسال فرصت برای احتمال بازگشت غایب در نظر می گیرد. اگر غایب در این زمان مراجعه نکرد همسر او را طلاق داده و زن ملزم است عده وفات نگهدارد. پس از اتمام عده، زن می توان دوباره ازدواج کند.

رجوع غایب مفقودالاثر

حال که از طریق دادگاه حکم موت فرضی صادر شده است بنابراین فرد نمی تواند به تقسیم اموال و طلاق همسر خود اعتراض نماید. در این خصوص قانون مشخص نموده است هرچقدر از اموال موت فرضی که در زمان برگشت فرد موجود است دوباره به مالکیت او بازمیگردد و اگر بخشی از اموال او از طریق خرید و فروش یا مسائل دیگر از بین رفته باشد قابلیت عودت به مالکیت فرد را ندارد.

رابطه زوجیت نیز در صورتی تداوم می یابد که فرد در طول مدت عده مراجعه کند. اگر عده به پایان رسیده باشد زن می تواند درخواست مرد جهت ازدواج مجدد را رد کرده و یا اینکه به آن پاسخ مثبت دهد. در این خصوص دیگر نمی توان گفت زندگی مشترک تداوم داشته است و صرفا می توان آن را یک ازدواج مجدد برای زن و مرد دانست.

درخواست فروش ترکه

درخواست فروش ترکه : پس از فوت فردی، لازم است دیون او به دیگران پرداخت گردد. پس از تصفیه ی دیون ، آنچه که باقی مانده ترکه خالص نام دارد. ترکه باقی مانده لازم است با در نظر گرفتن قانون و به گونه ای عادلانه و درست میان وارثین تقسیم گردد.
در یک نگاه کلّی ترکه عبارت است از اموالی که یک شخص پس از فوت، بر جای میگذارد.

ماترک باقی مانده از سوی او همچون یک مال مشترک است و تمامی وراث در مال مشترک، شریک هستند. برای آنکه وراث بتوانند به میزان سهم خود دست یابند، ابتدا لازم است دیون و وام های متوفی از اموال به جا مانده پرداخت گردد و ترکه به صورت خالص درآید. پس از آن میتوانند به کم وکیل تقسیم ارث اقدام به تقسیم ترکه نمایند. برای ارتباط با بهترین وکیل تقسیم ارث تهران می توانید با وکلای مجرب گروه حقوق عدل محور در ارتباط باشید.

آیا حقوق مالی نیز جزء ترکه محسوب میگردد؟

حقوق مالی همچون سایر دارایی های متوفی جزء ترکه محسوب میگردد. برای آن که بهتر با مطلب بیان شده آشنا گردید اشاره ای میکنیم به برخی از حقوق مالی:

  • حق خیار.
  • حق رهن مرتهن بر عین مرهونه.

و مواردی از این قبیل. به این معنا که حتی پس از فوت وراث می توانند از خیار غبن متوفی در معامله انجام شده استفاده نموده و قرارداد یا معامله را فسخ کنند.

درخواست تقسیم ترکه

در اغلب موارد چند وراث وجود دارد، در چنین حالاتی هر یک از آن ها میتوانند به صورت جداگانه درخواست خود را به جهت تقسیم ترکه به دادگاه بیان دارند.

درخواست فروش ترکه
گاه ممکن است یکی از وراث مجنون باشد، چنانچه که یکی از وراث مجنون باشد، ولی و قیم او چنین اختیاری را خواهد داشت که درخواست تقسیم ترکه را بیان دارد.

اگر مالی غیر قابل تقسیم باشد

در درخواست فروش ترکه گاه اموال به جای مانده از سوی متوفی قابل تقسیم نیست، در چنین مواقعی لازم است ابتداعاً درخواست فروش ترکه به کمک وکیل دادگستری تنظیم و ثبت شود سپس چنانچه وراث بر میزان سهم الارث خویش از ان مال توافق داشته باشند، کار به راحتی انجام خواهد شد و تقسیم ترکه فی مابین اناه نیز موورد پذیرش دادگاه خواهد بود. چنانچه وراث بر سر مال غیر قابل تقسیم اختلاف داشته باشند، ناچار در این حالت فروش ترکه به دستور دادگاه انجام خواهد شد. و دادگاه دستور به فور ش مال می دهد تا از پول اخذ شده از طریق فروش ان مال غیر قابل تقسیم، سهم هر یک از وراث پرداخت شود.

به منظور تقسیم نمودن ترکه ابتدا لازم است انحصار وراثت انجام شود. پس از آن انجام مهر و موم ترکه الزامی میباشد. ترکه ی باقی مانده از سوی متوفی در دادگاه ثبت، و تحریر خواهد گشت. پس از آن است که وراث میتوانند نسبت به تقسیم ترکه اقدام نمایند.

قوانین مربوط به تفکیک و فروش ملک مشاع

مال مشترک به سه صورت قابل تقسیم است:

  • تفکیک یا جدا سازی.
  • تعدیل.
  • رد.

در تفکیک و جداسازی ملک مشترک به هر یک از وراث به اندازه ی سهم آنها پرداخت خواهد شد.
در تعدیل، ابتدا مال مشاع قیمت گذاری خواهد شد پس از آن است که تقسیم صورت می پذیرد. توجه داشته باشید، در صورتی که فروش ملک مشاع، به صورت تعدیل صورت پذیرد، ممکن است به قدر سهم هر یک از وراث به آنها داده نشود.

قوانین مربوط به تفکیک و به فروش رسانیدن ملک مشاع

اسناد و مدارک مورد نیاز در راستای درخواست تقسیم ارث باقی مانده:
توجه داشته باشید که وراث این اختیار را دارند که با توافق یک دیگر اقدام به تقسیم ترکه نمایند، ولیکن در صورتی که هر یک از آنها با سایر وراث به توافق نرسد و یا محجور باشد، تقسیم ترکه لازم است به واسطه ی دادگاه انجام شود. مدارک و اقدامات لازم به منظور تقسیم ترکه عبارتند از

  • ارائه درخواست تقسیم ترکه که توسط وکیل متخصص تنظیم شده باشد. در این راستا می توانید با وکلای متخصص گروه حقوقی عدل محور از طریق شماره 09305297504 تماس بگیرید
  • مشخصات کامل فرد درخواست کننده.
  • تهیه ی تأییدیه در راستای انحصار وراثت.
  • تهیه ی صورت اموال در صورتی که عمل تحریر انجام نشده است.

شما بهتر است به جهت اطمینان خاطر بیشتر ابتدا به منظور تحریر ترکه درخواست کنید و سپس اقدامات لازم را در راستای تقسیم ترکه انجام دهید.

مدت زمان تقسیم ارث

مدّت زمان لازم در راستای تقسیم ترکه اغلب چند ماه است. در راستای تقسیم ترکه نمیتوان یک مدّت زمان خاصی را مشخص نمود. ولیکن میتوان چنین گفت که از هنگام صدور گواهی انحصار وراثت تا زمان تقسیم ترکه معمولاً 5 تا 8 ماه زمان مورد نیاز است. هزینه های مورد نیاز جهت درخواست تقسیم ترکه در دفاتر خدمات الکترونیک قضائی تعیین خواهد شد.

به هنگامی که ملک غیر قابل تفکیک باشد و به صورت مشاع باشد، لازم است دادگاه دستور فروش مال مشاع را صادر نماید. پس از صدور دستور است که مال به مزایده گذارده می شود و سهم هر یک به صورت جداگانه به صندوق پرداخت میگردد.

به منظور اخذ مشاوره حقوقی رایگان از وکلای مجرب گروه حقوقی عدل محور می توانید با شماره 09305297504 تماس حاصل نمایید.

اهدا جنین در قانون ایران

اهدا جنین در قانون ایران : در حال حاضر اهدا جنین موضوعی می باشد که با عنایت بر افزایش روز افزون عدم بارداری، همچنین شیوه های مدرن درمانی به مبحثی بسیار داغ تبدیل شده است.

منظور از اهدای جنین چیست؟

اهدای جنین در یک نگاه کلّی به روشی گفته می شود که در آن از یاخته ی یک زوج و زوجه (که دارای رابطه ی قانونی و شرعی می باشند) یک جنین در محدوده ی آزمایشگاه تشکیل شود. آن جنین با استفاده از امکانات موجود در آزمایشگاه در داخل رحم زن تقاضا کننده قرار می گیرد.

انواع اهدای جنین

اهدای جنین در دو حالت صورت می پذیرد:

  1. به هنگامی می باشد که عدم بارداری از سوی زوج است، در این حالت مرد قادر به تولید اسپرم نمی باشد. ولیکن تخمک زن سالم می باشد و می تواند یک دوره ی بارداری را به خوبی پشت سر گذارد.
  2. به هنگامی است که زوج و زوجه تقاضا کننده جنین مشکلی برای بارارشدن ندارند بلکه ترس از انتقال بیمارهای ارثی از زوج و زوجه به نسل های بعدی، بارداری زن را با مشکل مواجه می نماید. از این جهت بیماری های ارثی از طریق اهدای جنین قابل درمان است و نهایتاً زوج و زوجه می توانند به آرزوی خود به راحتی دست یابند.

نحوه ی تمهید جنین اهدایی

باید بدانید که جنین هایی که به جهت اهدا مورد استفاده واقع میشوند به دو روش تمهید می گردند:

  1. اهدای اسپرم (از سوی مرد) و تخمک (از سوی زن) با رضایت قلبی خود و با غایت دوستانه انجام می گیرد و خودشان هیچ مشکلی برای بارورری نداشتند و با اهداف انسان دوستانه اقدام به اهدا جنین می نمایند.
  2. در روش دوم زوجین ناباروری که از طریق بارور سازی آزمایشگاهی صاحب فرزند شده اند، در این روش ممکن است تعداد جنین هایی که در طول درمان تشکیل شده است، بیش از آن چیزی باشد که رحم مادر برای بارداری به آن نیاز دارد. از این جهت به هنگامی که زوجین نیازی به استفاده از جنین های منجمد تشکیل یافته نداشته باشند می توانند آن را اهدا نمایند.

ارث و نسب در هاله ای از ابهام!

یکی از مهمترین انتقادات وارده بر قانون یا آئین نامه اهدای جنین مسئله ارث و نسب است که متاسفانه آئین نامه اهدای جنین هیچ اشاره واضح و روشن و دقیقی به مسئله ارث بری فرزند متولد شده از اهدای جنین نداشته است.

شرایط لازم به جهت اهدا جنین

 

  1. زوج و زوجه با توجه به تأییدیه معتبر پزشکی، امکان بارداری را نداشته باشند و زن بتواند جنین را در رحم خود نگهداری نماید.
  2. زوج و زوجه از نظر اخلاقی شایستگی و صلاحیت لازم برای دریافت جنین را داشته باشند.
  3. زوج و زوجه هیچ یک سفیه نباشند.
  4. زوج و زوجه دارای بیماری غیر قابل درمان نباشند.
  5. زن و مرد اعتیاد به مواد اعتیاد آور نداشته باشند.
  6. و نهایتاً زوج و زوجه مؤظف هستند به هنگام اهدا جنین دارای تابعیت جمهوری اسلامی ایران باشند.

قانون گذار به خوبی بیان داشته است که، زوج و زوجه دریافت کننده جنین در برابر نگهداری از کودک، پرداخت نفقه ی او، تربیت طفل وظیفه دارند و مؤظف هستند بدان ها عمل نمایند.

اهدا جنین

برخی از زوج و زوجه ای که نمی توانند بارور شوند (نابارور هستند) و غایت آنها باردار شدن از طریق لقاح مصنوعی است، جنین فریز شده ساخته خواهد شد. پس از باردار شدن زوج و زوجه مابقی جنین ها در اختیار زوجینی قرار خواهد گرفت که می خواهند به طریق لقاح مصنوعی صاحب فرزند گردند.

حفظ اطلاعات اهدای جنین و عدم افشای آن

اطلاعات و مشخصات افرادی که جنین اهدا می کنند برای همیشه و تا آخر حفظ و هرگز منتشر نخواهد شد، ضمانت اجرا و مجازات افشای اطلاعات مربوط به اهدا کندداگن جنین می تواند 2 تا 10 سال حبس به همراه داشته باشد که متوجه مسئول افشاکنده خواده بود.

مدارک لازم برای اخذ جنین

برای گرفتن جنین شما می بایست ابتداعاً به دفتر وکالت گروه حقوقی عدل محور مراجعه نماید یا با شماره 09305297504 تماس بگیرید و ضمن دریافت مشاوره حقوقی تخصصی در زمینه شرایط و مراحل دریافت جنین نسبت به تنظیم دادخواست اخذ جنین اقدام نمایید . زن و مردی که متقاضی اخذ جنینی هستند الزامآ باید مدارکی را به هنگام تنظیم دادخواست و درخواست اخذ جنین به همراه داشته باشند که در ادامه به مدارک لازم برای اخذ جنین اشاره خواهیم کرد .

  1. زوج و زوجه متقاضی گرفتن جنین می بایست اصل سند ازدواج و نکاح خود را به همراه داشته باشند.
  2. زن و مرد می بایست گواهی از پزشک دریافت کنند و به همراه داشته باشند که این گواهی بیانگر آن است که زوج و زوجه امکان باردرای و بچه دار شدن را ندارند البته این گواهی باید به تایید پزشکی قانونی هم برسد.
    ارائه کارت شناسایی و کارت ملی

 

تماس با شماره 09305297504 و اخذ مشاوره حقوقی اهدا جنین با وکیل خانواده

فرزند خواندگی + اصول و نکات مهم

در یک نگاه کلّی فرزند خواندگی عبارت است از: واگذار نمودن سرپرستی و نگهداری کودکان بی سرپرست (که آنها از سوی کمیته ی بهزیستی شناخته شده اند)، به خانواده های تقاضا کننده که دارای شرایط لازم می باشند.

زمانی که یک طفل توسط اداره بهزینستی به متقاضیان فرزند خواندگی سپرده می شوند، به طور حتم پدر و جد پدری او شناخته نشده است. از سویی دیگر این کودکان لازم است ابتدا تحت سرپرستی کمیته ی بهزیستی در آیند. بنابراین کودکان لازم است پیش از واگذاری سرپرست از سوی نهادهای قضایی تحت حمایت کمیته ی بهزیستی واقع گردند و مهم ترین موضوع این است که، کودکان به خانواده هایی سپرده گردند که از سوی قانون و مراجع ذی صلاح در این حوزه مورد تأیید واقع شود.

گروه حقوقی عدل محور آماده ارائه مشاوره حقوقی به زوجینی می باشد که به دنبال فرزندخواندگی می باشند. با ما از طریق شماره تماس 09305297504 در تماس باشید.

نکات مهم فرزند خواندگی

کارهای مربوط به فرزند خواندگی، توسط دو کمیته صورت میپذیرد:

  1. کمیته ی ستادی استان
  2. کمیته ی شبه خانواده استان

این کمیته متشکل است از:

  • مدیر کل بهزیستی استان.
  • معاون بخش اجتماعی.
  • مدد کار اجتماعی.
  • کارشناس حقوقی.
  • کارشناس شبه خانواده.
  • کارشناس فرزند خواندگی.

کدام فرزندان را می توانیم به فرزند خواندگی انتخاب کنیم؟

کودکانی را میتوان به فرزند خواندگی انتخاب نمود که تمامی سعی ها و تلاش ها در راستای دستیابی به خانواده او و بازگشت طفل به نزد خانواده صورت گرفته باشد. ولیکن با این حال تمام تلاش ها بی نتیجه مانده باشد.

فرزند خواندگی

شرایط لازم به جهت قبول فرزند خواندگی

زوج و زوجه جهت قبول و دریافت فرزند خواندگی باید دارای شرایط لازم باشند که در قسمت ذیل بدان ها خواهیم پرداخت.

  • دست کم سن زوج یا زوجه بالاتر از سی سال باشد.
  • لازم است به جهت قبول فرزند خواندگی 5 سال به صورت کامل از تاریخ ازدواج آن دو گذشته باشد ولیکن نتوانسته باشند صاحب فرزند شوند.
  • زوج و زوجه باید ایرانی الاصیل بوده و ساکن ایران باشند.
  • زوج و زوجه سفیه نباشند.
  • زوج و زوجه نباید دارای سوء سابقه ی کیفری باشند.
  • زوج و زوجه لازم است صلاحیت اخلاقی را به جهت فرزند خواندگی دارا باشند.
  • زوج و زوجه و یا حداقل یکی از آنها دارای شرایط مالی مناسب نیز باشد.
  • زوج و زوجه دارای بیماری غیر قابل درمان نباشند.
  • هیچ یک از آنها نباید به مواد اعتیاد آور همچون مشروبات الکلی و یا مواد مخدر اعتیاد داشته باشند.

در صورتی که تمامی شرایط فوق به جز شرط مذکور در دو قسم اوّل ذکر شده در زوج و زوجه وجود داشته باشد، به گونه ای که عدم بارداری از سوی پزشک تأیید شده باشد، دادگاه میتواند نسبت به قبول فرزند خواندگی زوج و زوجه حکم دهد.

مدارک لازم به جهت قبول فرزند خواندگی

تقاضا کنندگان فرزند خواندگی لازم است درخواست خود را به صورت کاملاً رسمی به انجمن بهزیستی بنا بر پذیرش فرزند خواندگی اعلام دارند. فرم تقاضا نامه لازم است توسط زوج و زوجه امضاء گردیده و نشانی دقیق محل سکونت به همراه شماره تماس در فرم درج گردد.
در برخی از موارد ممکن است جهت پذیرش فرزند خواندگی زوجین کارهای منوط بدان را از دادگاه شروع نموده و سپس به کمیته بهزیستی رجوع کنند. در ادامه وکیل متخصص گروه حقوقی عدل محور مدارک لازم برای فرزند خواندگی را بیان می نماید، این مدارک عبارتند از :

  • تهیه ی فتوکپی از شناسنامه ی زوج و زوجه (صفحه ی اوّل و دوّم).
  • تهیه ی فتوکپی از سند ازدواج.
  • تهیه ی تأییدیه از جانب پزشک زنان و زایمان (متخصص) در راستای عدم باردار شدن از سوی زوجه.
  • تهیه ی گواهی در راستای عدم وجود سوء سابقه ی کیفری زوجین.
  • تهیه ی تأییدیه از سوی پزشکی قانونی مبنی بر عقیم بودن زوج و زوجه یا یکی از آن دو.
  • عرضه حکم در راستای قبول سرپرستی آزمایشی از سوی مرجع قضایی.
  • تهیه ی تأییدیه از سوی پزشکی قانونی مبنی بر سلامت روان و جسم زوجین.
  • تهیه ی تأییدیه به جهت دارا بودن شرایط مالی مناسب.
  • تهیه ی تأییدیه از پزشک مبنی بر سالم بودن و عدم ابتلا به بیماری های غیر قابل درمان.
  • تهیه ی گواهی در راستای عدم اعتیاد.

لزوم شرکت در جلسات مشاوره به جهت فرزند پروری

شرکت در جلسات مشاوره فرزند پروری بسیار مهم است. به عبارتی زوج و زوجه مؤظف می باشند پیش از تشکیل کمیته فرزند خواندگی در آن حضور به عمل آورند. پس از آن نتایج حاصله از جلسات در پرونده آنها درج خواهد شد.

مطرح شدن پرونده در انجمن فرزند خواندگی

زمانی که تصمیم اتخاذی از سوی انجمن مبنی بر قبولی تقاضا کنندگان باشد در فهرست نوبت قرار خواهند گرفت. پس از فرا رسیدن آن متقاضی در راستای انتخاب فرزند به شیرخوارگاه معرفی میگردد.

پس از آن، در صورتی که تقاضا کنندگان اقدام به انتخاب نمایند از جانب انجمن به دادگاه صالح جهت صدور حکم دوره ی آزمایشی معرفی میگردند. و سپس طفل بنا بر صورت جلسه ای به والدین داده خواهد شد.

دوره ی آزمایشی و دیدار با مددکار اجتماعی

در دوره ی آزمایشی که 6 ماه به طول می انجامد، دست کم لازم است در سه جلسه مدد کار اجتماعی با والدین فرزند پذیر دیدار داشته باشد.

مرحله بعد از تأیید از سوی مددکار اجتماعی

در صورت تأیید مددکار اجتماعی به لحاظ (وضعیت کودک، توانایی زوجین، تربیت او) گزارشی از جانب وی تهیه خواهد شد و به دادگاه مربوطه تسلیم میگردد.

مدارک شناسایی فرزند خوانده اعم از شناسنامه و کارت ملّی او

در ارتباط با دریافت شناسنامه به نام پدر و مادر قانونی او، پس از پشت سر گذاردن دوره شش ماهه آزمایشی که پیش تر بیان نمودیم و صدور حکم قطعی از سوی دادگاه صالح نسبت به صدور شناسنامه جدید با نام زوج زوجه متقاضی فرزند خواندگی اقدام خواهد شد.

حذف نام همسر از شناسنامه

حذف نام همسر از شناسنامه : حذف نام همسر پس از طلاق یکی از دغدغه هایی است که امروزه اکثرا در مورد آن از مشاورین حقوقی گروه وکلای عدل محور سوال میپرسند و به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم این مقاله را برای شما بنویسیم و به بسیاری از ابهامات و سوالات شما پاسخ دهیم.

نحوه حذف نام همسر از شناسنامه

حذف نام همسر از شناسنامه مطابق قانون ثبت احوال صورت میگیرد و تابع قوانین ثبت احوال میباشد.

در قانون ثبت احوال گفته شده که کلیه وقایع اعم از ازدواج ، طلاق ، مرگ و … در دفتر ثبت وقایع منعکس میشود اما در خصوص ثبت آن در شناسنامه مقرره ی دیگری دارد.

در شناسنامه المثنی نکاح ، طلاق ، بذل مدت و در صورت تعدد زوجین نام تمامی آن ها ذکر خواهد شد اما نکاح و طلاق غیرمدخوله در شناسنامه المثنی درج نخواهد شد.

حال به تعریف و بررسی این اصطلاحات برای شما به اختصار میپردازیم:

نکاح

نکاح که همان عقد ازدواج اعم از دائم و موقت(در صورتی که ثبت شده باشد) را گویند که در حالی که به قوت خودش باقی باشد،در شناسنامه منعکس خواهد شد و پاک نمیشود.

طلاق

ثبت طلاق نیز اعم از انواع طلاق همانند رجعی،بائن،خلغ،مبارات میباشد در زمانی که مدت عده تمام شده و صیغه طلاق با حضور دو شاهد مرد جاری شده باشد و دو نفر به هم نامحرم شده باشند که در صورتی که پیش از طلاق دخول یا همان رابطه جنسی میان زوج و زوجه صورت گرفته باشد ، در شناسنامه منعکس خواهد شد.

بذل مدت

بذل مدت در نکاح موقت جای دارد در هنگامی که زوج پیش از موعد اتمام نکاح موقت ( مثلا اگر مدت نکاح موقت یک سال بوده پس از شش ماه ) تصمیم به بذل بقیه مدت نکاح موقت یا منقطع گرفته و دو طرف به یکدیگر نامحرم میشوند که اگر نکاح موقت در شناسنامه ثبت شده باشد ، بذل مدت آن نیز الزامی است.

همانطور که ملاحظه کردید فقط زن و شوهرانی که بین ایشان نزدیکی واقع نشده باشد پس از طلاق می توانند در شناسنامه المثنی نام همسر قبلی و ازدواج و طلاق مربوط به آن را از بین ببرند.

حذف نام همسر از شناسنامه

اما هیئت عمومی دیوان رایی صادر نمود که در آن اطلاق واژه ی طلاق به پیش از دخول را بر خلاف قانون تشخیص داد و به آن اشاره نمود که صرف عدم انعکاس در شناسنامه زوجه خلاف قانون است و باید در شناسنامه مرد نیز این طلاق و عدم درج آن منعکس گردد. بنابراین پس از این رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری در صورتی که زن غیر مدخوله باشد و طلاق به آن شرایط صادر شود مرد نیز می تواند با دریافت شناسنامه المثنی نام همسر قبلی و طلاق ثبت شده را از شناسنامه حذف کند.

پس در صورتی می توان تعویض شناسنامه بعد از طلاق توافقی را درخواست کرد که در رای منعکس شده باشد که زوجه غیر مدخوله است و طلاق بائن غیر مدخوله باشد.همانطور که می دانید رویه دادگاه های تهران در مورد زوجه ای که اظهار می دارد باکره است این است که او را به پزشکی قانونی معرفی می کنند تا گواهی بکارت اخذ نماید و سپس صیغه طلاق بائن غیرمدخوله را بر مبنای آن صادر میکنند.

با آن که دادگاه و رویه اصولا زن باکره را غیرمدخوله میدانند و اگر وی باکره نباشد اصل بر وجود رابطه زناشویی است . اما اگر زن قبلا ازدواج کرده باشد و بین طرفین توافق باشد که دخولی صورت نگرفته ، میتوان طلاق غیرمدخوله را حکم داد و نام طرفین را از شناسنامه یکدیگر پاک نمود.

اما یکی دیگر از راه های که برای پاک کردن نام همسر سابق از شناسنامه وجود دارد آن است که طرفین مجدداً ازدواج کنند و با ثبت ازدواج درخواست حذف نام همسر سابق خود را در شناسنامه داشته باشند و دقت داشته باشید که حتما باید ازدواج دوم آنان ثبت شود و صرف معرفی فردی به عنوان همسر جدید مبنای حذف نام همسر سابق قرار نخواهد گرفت.

تغییر نام و اقدامات لازم – قوانین سال 1400

تغییر نام و اقدامات لازم – قوانین سال 1400: نام و در واقع همان اسم کوچک ، در کشور و در دین ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هم در قرآن به آن اشاره شده است و هم در کشور بسیار حائز اهمیت میباشد.

حال برخی اوقات بنا به دلایلی برخی از افراد از نام کوچک خود راضی نیستند و یا نام مناسبی برای آن ها انتخاب نشده است و مشتاق به تغییر نام خود هستند. در این مقاله سعی کردیم برای شما توضیح دهیم که چگونه میتوان نام خود را تغییر داد و راه های تغییر و یا تصحیح نام چیست ؟ در ادامه با توضیحات کارشناسان حقوقی گروه وکلای عدل محور همراه باشید..

چه نام هایی قابل تغییر هستند؟

در درجه اول باید بگوییم که اصلا چه نام هایی قابل تغییر هستند و اصولاً شما قادر به تصحیح کدام دسته از اسامی هستید که با توجه به قانون ثبت احوال آن ها را در چندین دسته بندی برای شما گردآوری کرده ایم

  • نام هایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلام میگردند.
  • اسامی مرکب و ناموزون که سنخیتی باهم نداشته و دارای معنی نیز نمیباشند
  • عناوین لشکری ، عناوین کشوری و یا ترکیبی از اسم و عنوان
  • القاب ؛ اعم از آنکه ساده باشند یا مرکب
  • اسامی مغایر با ذات و ارزش والای انسانی
  • نام های مغایر با عرف و فرهنگ مردم
  • اسامی زننده و مستهجن
  • اسامی که ذات انسان را به پستی بکشاند (همانند کنیز)
  • نام های نامتناسب با جنس فرد
  • متقاضی حذف کلمات غیر ضروری و نامتعارف در نام افراد
  • اصلاح غلط املایی به دلیل عدم آگاهی و آشنایی مامور با نام انتخاب شده
  • هم نام بودن فرزند با یکی از اعضای خانواده ؛ اعم از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر
  • اصلاح اسامی از نوشتار عربی آنان به زبان فارسی
  • تغییر نام به واسطه ی تغییر دین
  • کسانی که نام آنان ، اسامی هفته میباشد
  • تغییرنام به واسطه ی تغییر جنسیت و صدور حکم تطبیق جنسیت از دادگاه.

تغییر نام

اشخاص واجد الشرایط تغییر نام

  • اشخاص 18 سال به بالا
  • افراد کمتر از 18 سال که دارای حکم رشد باشند
  • پدر یا جد پدری با ارائه شناسنامه خود جهت فرزندان کمتر از 18 سال
  • سرپرست قانونی ( قیم ، امین ، وصی ) برای افراد صغیر و محجور با ارائه مدارک مستند که سمت وی احراز شده باشد

مدارک مورد نیاز

  • اصل شناسنامه
  • پر کردن فرم تغییر نام
  • پرداخت هزینه مطابق تعرفه سال جاری

روش های تغییر نام در سال 1400

برای تغییرنام دو روش وجود دارد

  • اداره ثبت احوال
  • پیگیری از طریق دادگاه

تغییر نام از طریق اداره ثبت احوال

شما به اداره ثبت احوال مراجعه کرده و با تکمیل فرمی که در بالا گفته شد ، درخواست خود را ارائه می دهید.
سپس باقی مراحل توسط ثبت احوال پیگیری می شود. شما به طور کلی دو بار مراجعه حضوری خواهید داشت و این روش نهایتاً ده روز کاری زمان خواهد برد.

در این روش شما میتوانید در محلی غیر از محل ضدور شناسنامه تان درخواست تغییر نام را بدهید و منع قانونی برای شما وجود ندارد. در این صورت پس از پذیرش درخواست و ارسال آن به محل صدور شناسنامه و طرح در هیئت حل اختلاف، اقدام لازم معمول و نتیجه جهت اطلاع متقاضی به اداره ارسال کننده اعلام خواهد شد.

پیگیری از طریق دادگاه

این روش برای کسانی است که واجد شرایطی که در بالا گفته شد نیستند و در قانون از آنان اسمی برده نشده است همانند کسانی که اسم شناسنامه ای آنان با اسمی که آن ها را صدا میزنند تفاوت دارد و یا بنا به هر دلیلی اسم خود را دوست ندارند که این گونه از افراد میتوانند از طریق دادگاه حقوقی تغییر نام خود را پیگیری کنند.

تغییر نام اسامی مذهبی

باید به شما بگوییم که در چه در قانون ثبت احوال و چه در دیگر قوانین منعی برای تغییرنام های مذهبی وجود ندارد اما ثبت احوال مقرراتی را برای تغییر نام در حوزه کاری و وظایقف خودش ترتیب داده است که برای ادارات ثبت احوال لازم الاجرا هستند و آن این است که نام جدیدی که فرد برای خود انتخاب میکند باید فراوانی بیشتری نسبت به نام پیشین خودش داشته و به دلیل فراوانی اسامی مذهبی عملاً تغییر نام های مذهبی را غیر ممکن میسازد.

امادر بسیاری از موارد نیز در پرونده ها دیده شده که از طریق پیگیری های قضائی افراد نام های مذهبی خود را تغییر داده اند و منع قانونی نیز وجود نداشته است.

تغییرنام برای افرادی که مسلمان نیستند و تابع اقلیت های دینی میباشند
در اینجا نیز هیچ مانعی وجود ندارد و همانند موارد بالا اقدام میشود لکن در قانون ثبت احوال مقرره ای وجود دارد که در آن گفته شده که انتخاب نام در مورد اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی تابع زبان و فرهنگ دینی آنان است. در اسناد سجلی اقلیتهای دینی شناخته شده در قانون اساسی کشور نوع دین آنان قید می‌شود.