روش های اثبات تهدید

روش های اثبات تهدید + مراحل اقدام

چگونه تهدید را اثبات کنیم ؟ جرم تهدید را اگر بخواهیم به زبان ساده تعریف کنیم باید بگوییم که جرم تهدید آن است که مرتکب این جرم ، با استفاده از ضعف اشخاص و سوء استفاده از آن ها بزه دیده جرم تهدید را با اینکه جرمی را بر روی او اعمال میکند بترساند و از ترس او استفاده کرده و به خواسته مورد نظر خود برسد که مطابق قانون کاهش حبس مجازات های تعزیری مجازات آن جزای نقدی درجه شش میباشد. با گروه وکلای عدل محور همراه باشید تا در این مقاله به شما بگوییم که اگر مورد تهدید واقع شدید چگونه آن را اثبات کنید و روش های اثباتی آن چیست؟

روش های اثبات تهدید

تهدید در قانون مجازات اسلامی

وکیل متخصص کیفری : در قانون مجازات اسلامی تهدید اینگونه تعریف میشود که اگر کسی با جبر و اکراه و قهر و غلبه و یا به هر نحو دیگر ، دیگری را ملزم به دادن سند ، نوشته ، امضا یا مهر نماید و یا نوشته ی متعلق به او را از وی بگیرد به جزای نقدی درجه شش محکوم میگردد.

عنصر روانی جرم تهدید

عنصر روانی هر جرم به معنی داشتن قصد و نیت در انجام و ارتکاب آن جرم میباشد.در خصوص جرم تهدید نیز این موضوع صدق میکند و مرتکب چنانچه با آگاهی و با قصد و نیت از انجام عمل خود به کار خود ادامه دهد و بزه دیده را تهدید نماید،محکوم میگردد.

موارد اثبات جرم تهدید

حرم تهدید با ادله اثباتی مختلفی قابل اثبات میباشد.این ادله عبارتند از اقرار،شهادت شهود و علم قاضی.

اقرار

اقرار در اثبات هر جرمی،شاه دلیل محسوب میگردد.اقرار عبارت است از گفتن اخبار به ضرر خود و به نفع دیگری.
همچنین قانون گذار در قانون مجازات اسلامی برای اقرار به ارتکاب هر جرمی میزانی معین نموده است برای مثال میزان اقرار به ارتکاب جرم زنا چهار بار میباشد اما برای اثبات جرم تهدید،یک بار اقرار کافی میباشد.

شهادت شهود

شهادت شهود نیز ادله اثباتی بسیار مهمی به شمار میرود به این منظور که دو نفر شاهدی که شاهد وقوع جرم بوده اند و لحظه ارتکاب جرم حضور داشته اند در نزد مقام قضائی شهادت دهند که جرم را دیده اند و اعتراف کنند که جرم توسط مرتکب اتفاق افتاده است.

در قانون مجازات اسلامی برای تعداد شهود در هر جرم نیز میزان مشخص و معینی تعیین شده است برای مثال در جرم زنا نیاز به چهار نفر شاهد عاقل و بالغ میباشد که لحظه وقوع جرم زنا در آنجا حضور داشته باشند.حد نصاب برای تعداد شهود در جرم تهدید نیز 2 نفر شاهد عاقل و بالغ میباشد.

علم قاضی

علم قاضی آن است که از محتویات و مستندات و مندرجات موجود در پرونده و از تعاریف متهم و بزه دیده و شهود اگر که شهادت داشته باشند ، قاضی میتواند به این نتیجه برسد که متهم ، مرتکب این جرم بوده است یا خیر و با توجه به علم خودش میتواند حکم مفتضی را صادر نماید.

دادگاه صالح به رسیدگی

برای اثبات جرم تهدید،شاکی تمامی مدارک خود را ائم از اظهارات شهود،محل وقوع جرم،زمان وقوع جرم،نحوه ارتکاب جرم و همچنین اگر فیلم یا صدا یا نوشته ای از لحظه ارتکاب جرم وجود دارد به شکوائیه خود ضمیمه کرده و تقدیم دادسرا محل وقوع جرم مینماید.

سپس مقام محترم قضائی با بررسی محتویات پرونده،در صورت صحت ارتکاب جرم به متهم پرونده را با صدور قرار حلب به دادرسی به دادگاه محل وقوع جرم ارسال میکند.

تماس برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل متخصص در امور تهدید.

 

ناشزه و احکام راجع به آن

ناشزه و احکام راجع به آن : یکی از عقود معینی که در قانون ما به آن اشاره شده است ، عقد نکاح میباشد.عقد نکاح همان ازدواج و بستن علقه زوجیت میان زن و مرد میباشد که پس از ازدواج و انعقاد عقد نکاح آن ها را زن و شوهر و یا زوج و زوجه مینامیم.

همانگونه که هر عقدی پس از انعقاد دارای آثار مربوط به خودش میباشد ، عقد نکاح نیز پس از انعقاد دارای آثار مربوط به خودش بوده و وظایف و تعهداتی را بر روی زوج و زوجه محول میکند.

یکی از این آثار که پس از انعقاد عقد نکاح بر روی زوجه اعمال میشود ، تمکین میباشد که اگر زن به وظایف خودش که تمکین مشخص میکند عمل نکند ؛ ناشزه نامیده میشود.

ناشزه و احکام راجع به آن

حال اینکه تمکین چیست و چه وظایفی را بر روی دوش زوجه میگذارد و زوجه ناشزه کیست و چه وظایفی دارد و از چه چیزهایی به عنوان زوجه ناشزه محروم میشود را در ادامه توضیح خواهیم داد.پس با ما همراه باشید.

برای مشاور حقوقی زوجه ناشزه با شماره 09305297504 تماس بگیرید و با وکیل خانواده گروه وکلای عدل محور در ارتباط باشید.

تمکین چیست

قانون ایران در بخش مربوط به مقررات نکاح ، سخت گیری های بسیاری را برای تحکیم بنیان خانواده پیش بینی کرده است و مواردی نظیر حسن رفتار و حسن معاشرت میان زوج و زوجه را از وظایف آنان پس از ازدواج دانسته است و در قانون مدنی نیز آن را پیش بینی کرده است.

تمکین عام و تمکین خاص نیز از جمله مواردی است که از مظایف زوجه پس از انعقاد عقد نکاح به شمار میرود که اگر آن را انجام ندهد دارای آثار حقوقی بر وی میباشد.

تمکین نوع عام

تمکین عام در واقع همان حسن معاشرت زوجه با زوج میباشد و اطاعت کردن از خواسته های زوج و ایجاد آرامش و طیب خاطر در منزل برای زوج نیز تمکین عام نام دارد.

برای مثال در قانون گفته شده است که ریاست خانواده با مرد میباشد و از نمونه رفتار هایی که با تمکین عام مطابقت دارند ، پذیرفتن ریاست مرد در خانواده و اطاعت از دستورات متعارف وی میباشد.

تمکین نوع خاص

تمکین خاص به برقراری رابطه جنسی و رابطه زناشویی میان زوج و زوجه گفته میشود.همچنین این رابطه باید در طول مدت همیشگی و دائم و البته به صورت متعارف باشد و زوجه ، زوج را از برقراری رابطه جنسی منع نکند مگر آنکه دلیل و علت موجهی داشته باشد.

نشوز یا زوجه ناشزه

در اصطلاحات حقوقی به زوجه ای که از زوج نافرمانی میکند و از دستورات وی سرپیچی میکند و اطاعت نمیکند و یا از برقراری رابطه جنسی با وی سر باز میزند بدون دلیل و علل موجهی ، زوجه ناشزه گفته میشود.

در واقع زوجه ناشزه ، زوجه ای است که تمکین اعم از عام یا خاص نمیکند.

ضمانت اجرای عدم تمکین یا ناشزه بودن زوجه

  • اولین ضمانت اجرایی که در قانون برای زوجه ناشزه پیش بینی شده است آن است که به زوجه ناشزه نفقه تعلق نمیگیرد.نفقه عبارت از مالی است که مرد موظف است به زوجه برای گذراندن مخارج خودش و هزینه های زندگی اش پرداخت کند و این نفقه در قانون ایران مقابل تمکین قرار دارد ؛ یعنی اگر زوجه ای تمکین اعم از خاص یا عام نکند ، مستحق نفقه نخواهد بود.
  • دومین ضمانت اجرایی آن است که دعوایی تحت عنوان دعوای الزام به تمکین در قانون پیش بینی شده است که مطابق آن زوج در صورت عدم تمکین زن و اثبات ناشزه بودن وی در دادگاه ، میتواند الزام زن به تمکین را از دادگاه بخواهد ؛ هرچند که این کار و طرح و اقامه این دعوی از نظر اخلاقی صحیح به نظر نرسد.
  • سومین ضمانت اجرایی آن است که زوج پس از اثبات ناشزه بودن و عدم تمکین زوجه میتواند تقاضای ازدواج مجدد از دادگاه را داشته باشد و دادگاه در صورت احراز صحت ادعاهای وی میتواند حکم ازدواج مجدد وی را صادر کند و مرد از تقسیم نصف اموال و دارایی های خودش که در عقدنامه ذکر شده است در صورت طلاق زوجه ناشزه ، معاف میشود.

مهریه زن ناشزه

باید به شما بگوییم که هیچ اتفاقی در دنیا نخواهد افتاد که مهریه به زوجه تعلق نگیرد ؛ چرا که مطابق قانون مدنی زوجه به محض وقوع عقد نکاح مالک مهریه می شود مگر اینکه خودش مهریه را بذل کند و آن را ببخشید که مشمول قاعده اقدام میشود.

پس نشوز و یا عدم نشوز زوجه هیچ تاثیری در گرفتن مهریه و یا نگرفتن آن ندارد و زوجه ناشزه نیز در صورت طلاق مستحق مهریه میباشد.

فروش مال مشاع + نکات قبل از خرید و فروش!!

در این مقاله تیم حقوقی عدل محور تصمیم دارد تا به شما همراهان و عزیزان در خصوص فروش مال مشاع توضیح دهد. در ابتدا به شما عزیزان توضیح خواهیم داد که مال مشاع چیست و به چه اموالی ، اموال مشاع گفته میشود سپس به نحوه فروش آن به غیر خواهیم پرداخت و نکاتی را در خصوص فروش اموال مشاع خواهیم گفت.

پس اگر مالک مـال مـشاعی هستید و قصد فروش آن را دارید و اطلاعی از احکام و نحوه فروش مـال مـشاع ندارید ؛ با عدل محور همراه باشید.

فروش مال مشاع

مال مشاع چیست؟

مـال مـشاع ، مالی را گویند که مالکان آن در ملکیت آن مال به نحو اشاعه با یکدیگر شریک هستند.کلمه اشاعه در لغتنامه های فارسی به معنای تبلیغ ، سرایت و شیوع معنا شده است اما در اصطلاح حقوقی مالکیت به نحو اشاعه به آن معنی است که مالکین به صورت مشترکاً در مال شریک هستند.

حال این اشاعه در ملکیت مال میتواند از طرق مختلفی به دست آمده باشد.

1.اشاعه به صورت ارادی :

اشاعه به صورت ارادی آن است که مالکان خود و با اختیار خودشان تصمیم گرفته باشند که در ملکیت مال به صورت مشترک ، شریک باشند.

2.اشاعه به صورت قهری :

اشاعه به نحو قهری آن است که به خواست و اراده طرفین نبوده و مواردی دیگر در شریک شدن مالکان مال دخیل بوده است ؛ ارث میتواند یکی از موارد اشاعه به نحو قهری باشد.

  • حال سوال آن است که برای فروش مـال مـشاع باید چه کار کرد؟
  • آیا میتوان همانگونه به نحو اشاعه آن را به فروش رساند و یا حتماً باید در ابتدا مال را تقسیم و یا افراز نمود؟
  • اگر مال قابل افراز و تقسیم نباشد ، تکلیف چیست؟

نکات مهم فـروش مـال مـشاع

برای فـروش مـال مـشاع ما با دو حالت رو به رو هستیم ؛ حالت اول آن است که تمامی شرکا راضی باشند و حالت دوم آن است که حتی یکی از شرکا برای فروش مال راضی نباشد.

وکیل فروش ملک مشاع : در صورتی که تمام شرکا راضی به فروش مال مشاع باشند ما با مشکل حقوقی مواجهه نیستیم ، همه آنان راضی هستند و مال با رضایت مالکین به فروش میرسد.

اما چنانچه حتی یکی از مالکین راضی به فروش مـال مـشاع نباشد و بقیه شرکا ، مال را به فروش برسانند ؛ معامله فضولی نسبت به سهم شریکی که به فروش مال راضی نبوده است خواهد بود و در این صورت هر یک از شرکا بدون اینکه میزان سهم و سهیم بودن آن ها در مـال مـشاع اهمیتی داشته باشد ، میتوانند درخواست تقسیم مـال مـشاع را بدهند تا سپس بتوانند مال را به فروش برسانند.

پس چنانچه ذکر شد اگر شرکا راضی به فروش مال مشاع نباشند ، دیگر شرکا باید درخواست تقسیم و افراز مـال مـشاع را به دادگاه تقدیم کنند و سپس مال تقسیم شده و هر شریک حق فروش سهم خودش را خواهد داشت.

اما در این صورت نیز ما با دو حالت مواجهه هستیم ؛ اول آنکه مال قابلیت افراز را داشته باشد و دوم آنکه مال قابلیت افراز نداشته باشد و به اصطلاح رایج میان حقوقدانان غیر قابل افراز باشد.

اگر مال قابل افراز باشد که باز ما با هیچگونه مشکل حقوقی مواجهه نیستیم و دادگاه مطابق درخواست و دادگاه تقسیم مـال مـشاع ، حکم به افراز و تقسیم مال داده و هر شریکی میتواند سهم خودش را به فروش برساند.

اما چنانچه مال غیر قابل افراز و تقسیم باشد و نظریه کارشناسی نیز این موضوع را تایید کند ؛ شریکی که تقاضای فروش مال را دارد به دادگاه دادخواست فروش مـال مـشاع غیر قابل افراز را تقدیم میکند و سپس دادگاه در صورت احراز و صحت این موضوع ، حکم به فروش مال مشاع میدهد و شرکا مطابق حکم دادگاه میتوانند مال خود را به فروش برسانند.

تقاضای فروش مال مشاع

دادگاه صالح برای درخواست تقسیم و یا فروش مـال مـشاع ، دادگاه عمومی میباشد و از حیث صلاحیت محلی ، دادگاهی که مال مشاع در آن واقع است ؛ صالح به رسیدگی میباشد. همچنین دقت داشته باشید که پس از صدور حکم به فـروش مـال مـشاع ، واحد اجرای احکامی محلی که مال در آن واقع است باید مال را با توجه به ارزش منطقه ای ، قیمت گذاری کند و به فروش برساند.