حکم برایت متهم

اعتراض شاکی به حکم برائت متهم

هنگامی که شکایتی یا شکوائیه ای از طریق دفاتر خدمات قضایی یا اداره پلیس آگاهی و یا دفاتر دادگاه ها و دادسراها تنظیم میشود. برخی از این مراجهات به عنوان حکم برائت متهم قرار دارد. این شکوائیه دو سمت دارد که یکی از آن ها شاکی نام داشته و طرف دیگر متهم پرونده میباشد.

شاکی فردی است که از عمل دیگی ضرر دیده است و متضرر از وقوع جرم شده است و حال میخواهد حق خودش را از طریق رسیدگی قضایی بگیرد. چنانچه ضرر و زیان ناشی از جرم را نیز بخواهد،مدعی خصوصی نامیده میشود.

متهم طرف دیگر پرونده بوده که شاکی از عمل او متضرر شده است و به صورت عامدانه و قاصدانه عملی را انجام داده است. که در قانون مجازات اسلامی برای آن فعل یا ترک فعل مجازات تعیین شده است. در ادامه مطلب با عدل محور همراه باشید.

حکم برایت متهم

مراحل رسیدگی به شکایات حکم برائت متهم

وقتی شکایتی تنظیم میشود و از فردی شکایت میشود،در درجه اول پرونده ای که تشکیل شده است به دادسرا صالح به رسیدگی رفته. در دادسرا به پرونده مورد نظر رسیدگی میگردد.قرار های صادره از دادسرا به شرح زیر میباشند:

منع تعقیب

چنانچه دادسرا پس از رسیدگی به شکایت مورد نظر و بررسی ادله هایی که برای اثبات جرم ارائه شده اند به این نتیجه برسند. که عمل ارتکابی جرم نبوده است و یا ادله کافی برای انتساب این جرم به متهم وجود نداشته است،قرار منع تعقیب را صادر مینماید.

موقوفی تعقیب

چنانچه دادسرا پس از بررسی پرونده و عمل ارتکابی یکی از موارد زیر را در پرونده یا شاکی یا متهم مشاهده نماید،قرار موقوفی تعقیب را صادر میکند:

  1. فوت متهم
  2. گذشت شاکی
  3. شمول عفو
  4. نسخ مجازات قانونی
  5. شمول مرور زمان
  6. توبه متهم
  7. اعتبار امر مختومه

جلب به دادرسی

در صورتی که در دادسرا پس از تحقیقات و بازجویی های مداوم و … به این نتیجه برسند که عمل ارتکابی جرم بوده و همچنین ادله کافی برای انتساب این جرم به متهم وجود دارد،قرار جلب به دادرسی صادر شده و پرونده به دادگاه میرود.

آراء صادره از دادگاه

پس از اینکه پرونده به دادگاه برود دادگاه با حضور طرفین جلسه رسیدگی تشکیل داده و به موضوع رسیدگی میکند.پس از رسیدگی و پایان ختم جلسه رسیدگی،ظرف 7 روز رای مقتضی را صادر مینماید که این رای به دو صورت میباشد:

حکم برائت متهم

حکم به صدور مجازات آن است که دادگاه،متهم را مجرم تشخیص داده است و با توجه به عمل ارتکابی و میزان شدت و یا ضعف آن،برای وی مجازات تعیین مینماید.

برائت نیز آن است که دادگاه متهم را مجرم تشخیص نمیدهد و به این نتیجه میرسد که وی بی گناهی است و او را محکوم به هیچ مجازاتی نکرده و وی را تبرئه میکند.
حال سوال آن است که آیا شاکی میتواند در خصوص حکم برائتی که برای متهم صادر شده است اعتراض نماید؟

اعتراض شاکی به حکم برائت متهم

هر پرونده ای در مرحله بدوی قابل اعتراض است و مطابق میزان و درجه و اهمیتی که جرم دارد،گاهاً مرجع تجدیدنظر آن دادگاه تجدیدنظر و گاهاً دیوان عالی کشور میباشد.

شاکی میتواند به حکم برائت صادره از سوی دادگاه در دادگاه تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور اعتراض کرده و پرونده را به گردش در بیاورد و درخواست رسیدگی مجدد داشته باشد.
در این صورت در دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور حسب مورد،پرونده مذکور رسیدگی شده و حکم بدوی نقض یا تایید میگردد.

حکم دستفروشی

حکم دستفروشی در قانون

این روزها به علت مشکلات اقتصادی و معیشتی و گرانی اکثر فروشنده ها به دستفروشی روی آورده اند. بدون انکه از حکم دستفروشی اگاهی داشته باشند. با افزایش قیمت ها و همچنین کم شدن توانایی خرید در مردم شروع به کار و راه اندازی یک کسب و کار به شدت سخت شده است.

خرچ و مخارجی نظیر اجاره کردن مغازه،خرید کالاهای مورد نیاز اولیه و … همه و همه کوچیکترین مخارجی هستند. که برای شروع به یک کسب و کار نیاز داریم که نیاز به سرمایه ی اولیه ای هنگفت و زیاد دارد.

به همین دلیل بسیاری از افراد به دستفروشی روی می آورد و کالایی که قصد فروش آن را دارند را خریده و در کنار خیابان های شلوغ و پر رفت و آمد بساط خود را پهن میکنند. به فروش کالاهای خود میپردازند و از همین راه کسب درآمد مینمایند.

حال بحث اینجاست که گاهاً دستفروشان با مواجهه ی ماموران نیروی انتظامی یا شهرداری مواجهه میشوند. که بساط آنان را جمع میکنند و به نوعی آنان را از محل های شلوغ و پر رفت و آمد دور میکنند اما آیا واقعاً دستفروشی جرم است؟

در این مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم. که آیا دستفروشی جرم است یا خیر و به طور کلی،حکم دستفروشی مطابق قانون چیست؟ در ادامه مطلب با عدل محور همراه باشید.

آیا دستفروشی جرم است؟

مطابق آن تعریفی که حقوقدانان از جرم ارائه میدهند،جرم به هر عملی گفته میشود؛ که مطابق قانون انجام یا ترک انجام آن مجازات معین شده در قانون را در پی داشته باشید.
هرچقدر که در کتاب قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین خاص نظیر قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و … جست و جو کنیم. جرمی تحت عنوان دستفروشی یا حتی شبیه به آن وجود ندارد و نمیتوان دستفروشی را جرم تلقی کرد. برای آن مجازات های نظیر زندان،جزای نقدی یا … معین نمود.

حکم دستفروشی

حکم دستفروشی در قوانین حقوقی

همانگونه که ذکر شد،دستفروشی مطابق هیچ یک از قوانین کیفری جرم نبوده و دارای مجازات نمیباشد. در قوانین حقوقی نظیر قانون مدنی و قانون تجارت نیز برای دستفروشی حکمی معین مشخص نشده است. هیچ ضمانت اجرایی برای دستفروشی کردن وجود ندارد.

یعنی به صرف اینکه فردی دستفروشی میکند. نمیتوان علیه او دادخواست حقوقی یا شکوائیه کیفری مطرح نمود و او را تعقیب کرد.

آیا دستفروشی تخلف است؟

همانگونه که ذکر شد از منظر حقوقی دستفروشی نه جرم بوده و نه قابل مجازات و مطالبه خسارت از محاکم حقوقی میباشد. اما شاید بتوان اینگونه عنوان کرد که دستفروشی،مطابق آنچه در قوانین مختلف آمده است تخلفی بوده، که برای آن جبران خسارت و یا گاهاً مجازات های معین شده باشد.

مواردی که در قوانین مختلف الزامی میباشند را دستفروشان رعایت نمیکنند. این خود نوعی تخطی از قانون میباشد.
مواردی نظیر عرضه کالا در خارج از شبکه،عدم پرداخت مالیات،سد معبر عابران،فروش اجناس و کالا بدون دریافت مجوز های لازم و … .

که تمامی موارد فوق از جمله مواردی میباشند که تخلف بوده و چنانچه با دستفروشان مقابله میگردد. به دلیل تخلفاتی بوده که آنان مرتکب میشوند و نه به دلیل جرم بودن دستفروشی و یا دارای ضمانت اجرای حقوقی داشتن دستفروشی.

معاملات اضطراری

معاملات اضطراری

همه ی ما در زندگی شرایط و معاملات اضطراری را تجربه کرده ایم. فوت ناگهانی،بیماری فرزند یا همسر،ورشکستگی،سرقت اموال و … همه و همه از مواردی هستند که موارد اضطراری یا emergency محسوب میگردند.
حال در برخی مواقع در این موارد اضطراری فرد ممکن است ناچار به معاملاتی گردد. که در صحت و سقم این دست از دعاوی در علم حقوق محل اختلاف و محل بحث است.

در این مقاله به بررسی معاملات اضطراری میپردازیم پس با ما همراه باشید و برای مشاوره حقوقی با شماره ٠٩٣٠٥٢٩٧٥٠٤ تماس حاصل فرمایید و با عدل محور در ادامه مطلب همراه باشید.

معاملات اضطراری چه معاملاتی هستند؟

فرضی را در نظر بگیرید که شما دارای همسر و فرزند میباشید. در یک لحظه فرزند شما،با ماشینی تصادف میکند و نیاز به عمل جراحی فوری دارد و شما در لحظه به وجه نقد نیاز دارید. برای تهیه این وجه نقد مجبور میشوید خانه خود را به زیر قیمت به فروش برسانید تا هزینه جراحی فرزند خود را تهیه کنید. به همین دلیل از فروش خانه خود نه تنها سودی نمیبرید بلکه ضرر هم میکنید.

معاملات اضطراری
حالتی دیگر را در نظر بگیرید که شما بدهکار فردی هستید و گمان میکردید تا موعد پرداخت بدهی خود،میتوانستید بدهی خود را جور کنید. منتها این اتفاق نمی افتد و شما برای جور کردن مبلغ بدهی خود،ماشین خود را که قیمت روز آن ٦٠٠ میلیون میباشد به نصف قیمت یعنی ٣٠٠ میلیون میفروشید.

در فرض دیگری ممکن است شما روزی به خانه خود بروید. ببینید که دزد تمامی خانه ی شما را و وسایل خانه شما را به سرقت برده است. شما هیچ وسیله ای برای ادامه زندگی ندارید و برای تهیه وسایل زندگی مجبور به فروش زمین پدری خود زیر قیمت خرید میشوید.
فرضی دیگر نیز وجود دارد که در حالتی شما ممکن است در پروسه طلاق و جدا شدن از همسر خود باشید. مجبور به پرداخت مهریه شوید و برای تهیه مبلغ مهریه،مجبور به فروش ماشین خود گردید.

تمامی موارد فوق نظیر عمل جراحی فوری فرزند،سر رسیدن موعد پرداخت بدهی،تهیه وسایل اولیه زندگی،پرداخت مهریه و … همه و همه موارد اضطراری هستند. که فرد در آن حالات مضطر محسوب میشود و معاملاتی که او میکند تحت عنوان معاملات اضطراری محسوب میشود.

تفاوت معاملات اضطراری و معاملات اکراهی

معاملات اکراهی با معاملات اضطراری تفاوت دارد و معاملات اکراهی آن است. که فرد دیگری و عامل خارجی دیگری فرد را مجبور به انجام معامله نماید. به عنوان مثال شخص ثالثی فرد را تهدید کند که اگر زمینت را به نصف قیمت نفروشی تو را میکشم. یا فرزندت را به قتل میرسانم و به همسرت تجاوز میکنم.

موارد فوق معاملات اکراهی هستند که فرد آنقدر تخت فشار خارجی قرار میگیرد. که اراده و اختیار خود را از دست میدهد و هیچ چاره ی دیگری جزء انجام کاری که عامل خارجی از او خواسته است،ندارد.
حکم معاملات اکراهی غیر نافذ بوده و تا زمان تنفیذ شخص فروشنده،صحیح نشده و غیرنافذ باقی میماند.

حکم معامله اضطراری

معاملات اضطراری بر خلاف معاملات اکراهی صحیح بوده و شخص معامله کننده اراده و اختیار خود را بر خلاف معاملات اکراهی از دست نداده است. بلکه به دلایل خارجی و اضطراری به این تصمیم تن داده است.

شکایت فرزند از پدر

شکایت فرزند از پدر

امروزه مشکلات و بحث ها و دعوا های خانوادگی به شدت در جامعه رواج یافته است. دعوا های بین زن و شوهر،بین فرزندان و مادر و اصولاً دعوای فرزندان و پدر خانواده و شکایت فرزند از پدر به شدت رواج دارد.

پدران خانواده چونکه اصولاً زور مالی بیشتری دارند و خرج و مخارج فرزندان را تامین میکنند. دارای قدرت زورگویی بیشتری هستند و به دلیل تربیت جامعه مردسالار و زن ستیز،بیشتر قدرت مانور دادن دارند. میتوانند اعضای خانواده را اذیت کنند.
حال با اینکه در جامعه به هیچ عنوان اینکه فرزندان بتوانند از پدر یا مادر خود شکایت کنند،به هیچ عنوان مرسوم نیست. اما غیر ممکن هم نیست و قابل طرح میباشد.

در این مقاله در خصوص دلایلی که ممکن است بنا به آن فرزند از پدرش شکایت کند و روند شکایت از پدر را توضیح خواهیم داد. پس با ما همراه باشید و برای مشاوره حقوقی با شماره ٠٩٣٠٥٢٩٧٥٠٤ تماس حاصل فرمایید و با عدل محور همراه باشید.

دلایل شکایت فرزند از پدر

باید دلیلی وجود داشته باشد تا فرزند بنا به آن دلایل بخواهد از پدر خود شکایت کند. بعد از به دنیا آمدن فرزند،هر پدری نسبت به فرزند خود وظایفی دارد و دلیل برخی از شکایات میتواند عدم انجام وظایف بوده باشد. برخی دیگر از دلایل میتواند بنا به ارتکاب جرایمی عادی به توسط پدر بوده باشد.
برخی از جرایمی که ممکن است توسط پدر ارتکاب یابد و به آن دلایل فرزند از پدرش شکایت کند عبارتند از:

عدم پرداخت نفقه

هر پدری موظف است نفقه زن و فرزندانش را پرداخت کند. نفقه عبارت است از مالی که مرد موظف است هر ماه به همسرش و فرزندان پرداخت کند. تا آن ها بتوانند بتوانند نیازهای طبیعی خود نظیر خوراک،پوشاک،مخارج تحصیل،تفریح و … را تامین نمایند.
میزان نفقه با توجه به میزان وضعیت مالی مرد تعیین میشود. چنانچه مردی,نققه فرزندانش را پرداخت نکند؛فرزندش میتواند دادخواست الزام به پرداخت نفقه را به دادگاه حقوقی تقدیم نماید و در صورت احراز توانایی مالی پدر و عدم پرداخت نفقه توسط وی،دادگاه او را محکوم به پرداخت نفقه به فرزندش مینماید.

ضرب و جرح

گاهی ممکن است در هر خانه ای بحثی صورت گیرد. گاهی نیز ممکن است بحث منجر به دعوا و خشونت و دعوا فیزیکی گردد.
گاهاً پدرها و دخترانشان سر لباس پوشیدن،آرایش کردن،بیرون رفتن و مواردی از این قبیل بحث میکنند. پدران و پسران بر سر تفریح کردن،سیگار کشیدن،درس نخواندن و … بحث میکنند. که ممکن است منجر به دعوا و جر و بحث شود و گاهاً این بحث ها این نتیجه را به همراه داشته باشد که پدر به ضرب و جرح فرزندش اقدام نماید.

شکایتشکایت فرزند از پدر
در پی ضرب و جرح فرزند و آسیب رساندن به فرزند،فرزند میتواند با پلیس ١١٠ تماس بگیرد و اتفاق افتاده را شرح داده و صورتجلسه کند.
همچنین باید فوراً به پزشکی قانونی مراجعه کرده و توسط پزشکان اداره پزشکی قانونی معاینه شود و آسیب های وارده به وی ثبت گردد.
پس از آن فرزند میتواند با در دست داشتن صورتجلسه نیروی انتظامی و برگه معاینه پزشکی قانونی شکایت خود از پدرش را بابت ضرب و جرح ثبت نماید.

توهین و فحاشی

فحاشی کردن و توهین کردن نیز یکی از جرایمی است که ممکن است در بحث ها توسط پدر خانواده ارتکاب یابد.
توهین به هر کلمه و جمله ای با محتوای توهین آمیز با استفاده از الفاظ رکیک گفته میشود که مخاطب را ناراحت کند.
هر لفظی که رکیک باشد و محتوای موهن داشته باشد توهین محسوب شده. فرقی ندارد که مخاطب آن فرزند باشد یا والدین وی باشد.
فرزندان در صورت مواجهه شدن با توهین و فحاشی از سوی پدرش میتوانند با در دست داشتن مدارک کافی نظیر استشهادیه و شهادت شهود و … وقوع جرم توهین را اثبات کند و شکایت خود را ثبت نماید.
ارتکاب تمامی این جرایم از سوی پدر منجر به صدور حکم شده و پدر بودن وی،تاثیری در میزان حکم دادگاه به همراه نخواهد داشت.

ارث فرزند در ازدواج موقت

ارث فرزند در ازدواج موقت

در دین اسلام و در شرع اسلام،ازدواج امری مبارک و میمون بوده و به ازدواج کردن چه ازدواج موقت و چه ازدواج دایم و انعقاد عقد نکاح ترویج و تشویق بسیاری صورت گرفته است.

از این رو افراد بسیاری در جامعه وجود دارند. که بنا به دلایلی که ریشه در دین آن ها و نوع باور آن ها و تربیت آن ها دارد. علاقه شدیدی به ازدواج کردن دارند و دوست دارند. هرچه سریعتر تشکیل خانواده بدهند. شریک مطمئنی داشته باشند و برای باقی عمر خود یک شریک و همراه پیدا کنند.

ارث فرزند در ازدواج موقت

از این رو در قوانین ما نیز به ازدواج تشویق شدیدی شده است و در خصوص ازدواج به شدت تعیین تکلیف شده است، قوانین سختگیرانه ای نیز اعمال شده است. هرگونه رابطه ای که محتوای جنسی داشته باشد. و خارج از چهارچوب ازدواج باشد جرم محسوب میشود. تا افراد برای برقراری ارتباط راحت تر و در چهارچوب قانون،تن به ازدواج بدهند.

حال با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی که در جامعه وجود دارد. افراد توانایی منعقد کردن نکاح دائم را ندارند. و مواردی نظیر خریدن طلا،حلقه،گرفتن عروسی،خانه،مهریه و … برای آن ها از نظر مالی سخت بوده.  به همین دلیل تصمیم میگیرند که ازدواج نکنند و مجرد بمانند.

عقد نکاح موقت / منقطع

برای رفع این مشکل قانون و شرع و دین اسلام،نوعی از عقد نکاح به صورت موقت را پیشنهاد نموده است. که به جزء مهریه که جزء شروط الزامی و صحت عقد نکاح موقت یا منقطع میباشد،شرایط دیگری ندارد. طرفین این عقد نکاح را برای مدت معین و مذکور در عقد نکاح محرم میسازد و آن ها به یکدیگر محرم میشوند. برای مدت معین زن و شوهر هستند. تمامی وظایف زناشویی را دارا میباشد با تفاوت هایی که در قانون معین شده است.

تفاوت های میان عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت

در عقد نکاح موقت،حتماً باید مهریه معین شود و بر خلاف عقد نکاح دائم که چنانچه مهریه معین نمیشد. بعداً میتوانستند مهریه معین کنند.

یا در صورت وقوع طلاق ، مهرالمثل یا مهرالمتعه معین میشد. در عقد نکاح موقت تعیین مهریه الزامی بوده و از شرایط صحت عقد نکاح موقت میباشد. و در صورت عدم تعیین مهریه،عقد نکاح موقت باطل خواهد بود.

تفاوت دیگری که میان عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت وجود دارد آن است که در عقد نکاح دائم،دادن نفقه به زوجه الزامی بوده و از وظایف زوج میباشد. در صورت عدم پرداخت نفقه،زن میتواند نفقه معوقه خود را از دادگاه های حقوقی و کیفری مطالبه کند.

اما در عقد نکاح موقت اینگونه نیست و پرداخت نفقه جزء وظایف مرد نبوده و مرد هیچ الزامی برای پرداخت نفقه ندارد. مگر آنکه هنگام انعقاد عقد نکاح موقت،شرط شده باشد که در طول مدتی که این عقد نکاح موقت برقرار است. مرد موظف است نفقه زوجه را پرداخت نماید.

تفاوت دیگری که میان عقد نکاح دائم و موقت برقرار است. آن است که در عقد نکاح دائم،زوجه دائم از همسرش ارث میبرد. در صورتی که زوجه دارای فرزند بوده باشد. یک چهارم و در صورتی که فرزندی نداشته باشد یک ششم اموال زوج را به ارث میبرد.

اما در نکاح موقت اینگونه نیست و زن از همسر موقت خود ارث نمیبرد. حتی اگر چنانچه در هنگام انعقاد عقد نکاح موقت،شرط توارث میان آنان منعقد شود؛این شرط نه تنها باطل بوده بلکه مبطل عقد نکاح موقت نیز میباشد. حال سوالی که پیش می آید آن است که چنانچه در ازدواج و نکاح موقت یا منقطعی،زوجه باردار گردد؛آیا فرزند حاصل از این ازدواج موقت از پدر خود ارث میبرد و یا خیر؟

ارث فرزند در ازدواج موقت

در قانون مدنی در این خصوص به صورت واضح و مشخصی تعیین تکلیف نشده است و ماده صریحی در خصوص ارث بردن فرزند از والدین خودش وجود ندارد. اما موادی در قانون مدنی وجود دارند که عنوان میدارد که فرزندی که به دنیا می آید،در زمان زوجیت متعلق به شوهر میباشد.

حال وقتی ما فرزندی را در زمان زوجیت متعلق و ملحق به پدر خویش میدانیم. یعنی پدر بودن وی را به رسمیت شناخته ایم. فرد متولد را نیز فرزند رسمی وی میدانیم و تمامی روابط و وظایفی که میان پدر و فرزند حاصل از رابطه جنسی در عقد نکاح دائم وجود دارد. برای فرزند حاصل از رابطه جنسی عقد نکاح منقطع نیز وجود داشته چرا که در قانون مدنی قید زوجیت به صورت عام گفته شده است.  و تفاوتی میان عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت نیست.

بنابراین و مطابق آنچه که ذکر شد،فرزند حاصل از رابطه جنسی عقد نکاح موقت متعلق به پدر و مادر خویش بوده و همانند فرزند های حاصل از عقد نکاح دائم،از والدین خود ارث میبرد و مستحق سهم الارث خود میباشد.

شرایط و نحوه ممنوع الخروج کردن فرزند

ممنوع الخروج کردن فرزند در چه شرایطی امکان پذیر است ؟ زمانی که پدر و مادری بخواهند از یکدیگر جدا شوند. و از هم طلاق بگیرند،در این مابین کسی که قربانی این کشمکش ها و دعواهای خانوادگی میگردد. فرزند خانواده است علی الخصوص چنانچه زیر 18 سال بوده باشد و هنوز به سن قانونی نرسیده باشد.

برای همین قانون در خصوص بسیاری از موارد برای زوج و زوجه ای که تصمیم به طلاق گرفتن دارند،تعیین و تکلیف میکند. تا فرزند مشترک این زوج در این مابین حداقل آسیب ممکن را ببیند. و قانون بتواند با تعیین و تکلیف سازی در خصوص مواردی همچون حضانت فرزند،نفقه فرزند،خروج فرزند از کشور و … صحبت نماید.

ممنوع الخروج کردن فرزند

در این مقاله در خصوص خروج فرزند مشترک از کشور و ممنوع الخروج کردن فرزند صحبت کرده و موارد قانونی آن را بررسی مینماییم. با عدل محور همراه باشید.

ممنوعیت فرزند از خروج از کشور

هنگامی که زن و مردی جدا میشوند،بر طبق نظریه دادگاه حضانت فرزند به یکی از آنان واگذار میگردد. که بر طبق قانون ایران حضانت فرزندان تا 7 سالگی با مادر خانواده بوده و از 7 سالگی تا سن بلوغ با پدران میباشد.

سن بلوغ

سن بلوغ برای دختران 9 سال تمامی قمری و برای پسران 15 سال تمامی قمری میباشد. و بعد از آن خودشان تعیین و تکلیف میکنند و تصمیم میگیرند. که آیا میخواهند با پدر خود زندگی کنند و یا با مادر خود.

خضانت

حضانت به این معنا نیست که والدی که در زمان حضانت، حضانت فرزند با اوست میتواند هرکاری که میخواهد با فرزند مشترک بکند. و او را به هرجایی که میخواهد ببرد و والد دیگر حق هیچگونه اظهار نظری در خصوص وضعیت فرزند دیگر ندارد.

این موضوع در خصوص خروج فرزند از کشور نیز صدق میکند و چنانچه والدی که حضانت فرزند مشترک با اوست بخواهد فرزند را از کشور خارج کند. باید رضایت والدی که حضانت فرزند مشترک با او نیست را جلب کند و چنانچه والدی که حضانت فرزند مشترک با او نیست. به این امر رضایت نداشته باشد،میتواند با مراجعه به دادگاه و کسب رای قاضی،حکم ممنوعیت از خروج از کشور فرزندش را بگیرد.

 

همچنین در مقابل این امر،چنانچه والدی که تصمیم به خارج کردن فرزند مشترک از کشور دارد. بتواند در دادگاه این امر را اثبات نماید که خروج فرزند از کشور به صلاح اوست و آینده فرزند را تضمین مینماید. میتواند حکم ممنوعیت فرزند از خروج از کشور را باطل کرده و فرزند خود را از کشور خارج نماید.

برای اثبات این امر نیاز به وکیل مجرب و وکیل متخصص امور خانواده گروه وکلای عدل محور بوده پس به شما پیشنهاد میکنیم که حتما با وکلای متخصص گروه ولای عدل محور در ارتباط بوده و از آن ها مشاوره حقوقی گرفته و یا با شماره 09305297504 تماس حاصل فرمایید.

رضایت پدر برای خروج از کشور

فرزندان زیر 18 سال برای خروج از کشور نیاز به اجازه و رضایت پدر خانواده دارند. و این امر ارتباطی به این امر ندارد که فرزند تحت حضانت پدر خود بوده باشد و یا مادر خود و برای گرفتن پاسپورت به رضایت و اذن پدر نیاز بوده و الزامی میباشد.

ممنوع الخروج کردن فرزند

همانگونه که پیشتر خواندید پدر میتواند به راحتی فرزند زیر 18 سال خود را به توسط اداره گذرنامه ممنوع الخروج کرده و به وی اجازه گرفتن پاسپورت و خروج از کشور ندهد. اما این به آن معنا نیست که چنانچه یکی از والدین تصمیم گرفت که فرزندش را از کشور خارج کند. نتواند این کار را انجام دهد بلکه میتواند با گرفتن وکیل متخصص و مراجعه به دادگاه،این امر را اثبات نماید. که خروج فرزند از کشور به صلاح وی بوده و فرزندش را از کشور خارج نماید.

طلاق به علت ناتوانی جنسی مرد

طلاق به علت ناتوانی جنسی مرد : ازدواج امری همیشگی بوده که در همه جای دنیا رواج داشته و افراد همیشه از ازدواج کردن استقبال میکردند و به دنبال اغاز زندگی مشترک و شروع زندگی مشترک هستند.

همچنین ازدواج در ادیان مختلف نظیر اسلام امری مقدس بوده و در شرع مقدس ترویج به آن به دفعات تکرار شده است.

مطابق قوانین ما نظیر قانون مدنی برای ازدواج در ایران باید عقد نکاح منعقد گردد. و شرایط مخصوص به خودش نظیر تعیین مهریه،رعایت شرایط سنی،رعایت محرمیت و … رعایت شود.

حال گاهی ممکن است این ازدواج و این زندگی مشترک جواب ندهد و افراد به این نتیجه برسند. که در زندگی تنهایی خود و به تنهایی بیشتر پیشرفت میکنند. و تصمیم بگیرند که از یکدیگر جدا شوند و طلاق بگیرند.

طلاق به علت ناتوانی جنسی مرد

طلاق نیز در قوانین ایران شرایط مخصوص به خودش را دارد. و قواعد مخصوص به طلاق باید رعایت شود نظیر پرداخت مهریه یا توافق در خصوص آن،حضور دو شاهد عاقل و بالغ،خواندن صیغه طلاق، نگه داشتن عده طلاق و …

طـلاق در ایران چنانچه طلاق توافقی نباشد باید به درخواست مرد بوده باشد که در ادامه به توضیح آن میپردازیم. با عدل محور همراه باشید…

طلاق به درخواست مرد

در طلاق به درخواست زوج ، مطابق قوانین ایران و دین اسلام و شرع،مرد برای طلاق نیازی به ارائه دلیلی ندارد و به زبان ساده،حق طلاق با مرد میباشد. و مرد میتواند با پرداخت مهریه زوجه،هر زمان که میخواهد طلاق بگیرد و زن خود را طلاق بدهد.

همچنین مرد بنا به دلایل دیگری نظیر عدم تمکین زوجه نیز طلاق بگیرد و با زوجه توافق کند که مهریه او را پرداخت نکند و در مقابل او را طلاق بدهد.

اما در رابطه زناشویی مطابق قوانین ایران،زنِ رابطه برای طلاق گرفتن نیاز به ارائه دلیل دارد. و باید دلایلی موجه برای طلاق گرفتن از شوهر خود به دادگاه ارائه دهد تا دادگاه حکم به طلاق از طرف زوجه را صادر کند.

طلاق به درخواست زن

همانگونه که در بند فوق ذکر شد،زوجه برای طلاق گرفتن نیاز به ارائه دلایل موجه به دادگاه دارد. که در قوانین مختلف به آن ارائه اشاره شده است.

از سری شرایطی که مطابق آن زوجه میتواند طلاق بگیرد عبارتند از:

  • عدم پرداخت نفقه
  • ترک زندگی مشترک توسط زوج برای مدت معینه در قانون
  • اعتیاد مرد که مخل زندگی مشترک باشد
  • اخته بودن مرد
  • ناتوانی جنسی مرد
  • عسر و حرج زوجه

در ادامه در خصوص طلاق به علت ناتوانی جنسی مرد صحبت میکنیم.

توضیحات طلاق به علت ناتوانی جنسی زوج

طلاق به علت ناتوانی جنسی مرد میتواند بنا به دلایل مختلفی رخ بدهد.

یک اینکه مرد مشکل در نعوظ داشته باشد و به طور کلی نتواند رابطه جنسی برقرار کند. و مورد دوم اینکه مرد اصولاً سرد مزاج بوده باشد. به دفعات کمی در طول ماه یا سال با زوجه رابطه جنسی برقرار کند. و این موضوع سبب عسر و حرج زوجه گردد.
زوجه میتواند در درجه ی اول به سکس تراپیست مراجعه کند و سعی در حل این مشکل نماید.

اگر مشکل مذکور حل نشد و همچنان زوجه دچار عسر و حرج و سختی در زندگی با مرد بود. میتواند با طرح دادخواست و درخواست ارجاع به پزشکی قانونی و یا شهادت شهود،ایراد وارد به مرد را ثابت نماید و به این طریق از وی طلاق بگیرد.