افشای اسرار حرفه ای چه مجازاتی دارد ؟

مجازات و نکات حقوقی افشای اسرار حرفه ای : همیشه شنیده ایم که میگویند ” پزشک حافظ اسرار بیمار است ” ، حال به بررسی این مطلب میخواهیم بپردازیم که :

  • اگر زمانی پزشکی ، اسرار بیمارش را افشا کند آیا مرتکب جرم شده است و یا فقط تخلف نموده است؟
  • آیا در صورت جرم محسوب شده این عمل فقط پزشک شامل آن میشود یا تمامی مشاغلی که به واسطه شغل خویش با اسرار طرف مقابل خود سر و کار دارند را شامل خواهد شد؟

افشای اسرار حرفه ای

پس با عدل محور همراه باشید تا چنانچه با افشای اسرار خود از سوی فرد امین به واسطه شغلش مواجهه شدید ، در جریان روند مجازات باشید.

افشای اسرار حرفه ای در قانون مجازات اسلامی

در قانون مجازات اسلامی جرم افشای اسرار حرفه ای اینگونه تعریف شده است که کلیه کسانی که به واسطه شغل و یا حرفه خود محرم اسرار میشوند و اسرار را فاش میکنند به مجازات مقرر در ماده 648 قانون مجازات اسلامی محکوم میشوند.

همچنین به صورت تمثیلی نیز مشاغلی را برای کسانی که به واسطه شغل یا حرفه خود محرم اسرار هستند نام میبرد و مثال میزند که شامل اطباء ، جراحان ، ماماها ، داروفروشان و … میگردد.

آیا فرد آسیب دیده از جرم افشای حرفه میتواند از جرم مرتکب گذشت کند؟

مطابق ماده 104 قانون مجازات اسلامی جرم افشای اسرار حرفه ای جرمی قابل گذشت بوده و فرد در هر مرحله از دادرسی میتواند توقف دادرسی را از مرجع صلاحیت دار تقاضا نماید تا حسب مورد قرار موقوفی تعقیب و یا موقوفی اجرا صادر گردد.

آیا مشاغل دیگر به جر مشاغل مذکور در ماده 648 شامل این ماده میشوند؟

همانطور که گفته شد مشاغل نام برده در ماده 648 نظیر اطبا ، ماما ، جراحان ، داروفروشان تمثیلی هستند و مشاغل دیگری نظیر وکلا ، مامورین نیروی انتظامی ، روانشناسان ، روانپزشکان و … نیز مشمول این ماده میشوند.

آیا شرایطی برای صدور قرار منع تعقیب توسط فردی که مرتکب جرم افشای اسرار حرفه ای شده است وجود دارد؟

همانگونه که از متن ماده 648 بر می آید گفته شده است که افرادی که به واسطه شغل یا حرفه خود محرم اسرار میشوند هرگاه در ” غیر موارد قانونی ” اسرار مردم را افشا کنند به مجازات مقرر محکوم میشوند.

پس هرگاه با توجه به دستور قضائی و مراجع قضائی و برای رسیدگی به پرونده ای افشای این اسرار لازم باشند ، افراد شاغل در مشاغل مذکور موظف به توضیح و افشای اسرار بیمار هستند و مشمول این ماده و مجازات مربوطه نخواهند بود.

آیا در محلی غیر از محل کاری نیز افراد مشمول جرم افشای اسرار حرفه ای میشوند؟

دقت داشته باشید که افراد شاغل در مشاغل مذکور تنها زمانی شامل این جرم میشوند که به واسطه شغل خود از اسرار فرد مطلع شده باشند و این تفاوتی نمیکند که در محل کارشان باشد و یا در مهمانی.

برای مثال چنانچه فردی در یک مهمانی و یا حتی جشن عروسی روانپزشکی را به اتاقی برده و برای او اسراری را فاش کند و به او حق ویزیت پرداخت کند با آنکه در مطب روانپزشکی وی نبوده همچنان در صورت فاش نمودن مشمول جرم افشای اسرار حرفه ای خواهد بود اما چنانچه فردی برای افتتاحیه مطب دکتری به مطب وی رفته و در خلال صحبت های دوستانه و صمیمانه در و دلی را با او بازگو کند چون به واسطه شغلش متوجه آن سر نشده است مشمول جرم افشای اسرار حرفه ای نخواهد بود کما اینکه این اتفاق در محل کار وی افتاده است.

افساد فی الارض شامل چه مواردی است ؟

نکات کلیدی افساد فی الارض : به طور کلی جرائم علیه امنیت کشور با مجازات های حدی به سه دسته تقسیم میشوند : محاربه ، افساد فی الارض و بغی که ما تصمیم به توضیح در خصوص حرم افساد فی الارض گرفته ایم.

جرائم علیه امنیت کشور رفتار هایی هستند که میتوانند به عموم جامعه ضرر برسانند و در عین حال به اشخاص هم ضرر برساند اما مقصد اصلی از انجام جرم ورود ضر به نظم جامعه اعم از نظم سیاسی ، نظم اجتماعی یا نظم اقتصادی باشد.

افساد فی الارض و محاربه در قانون مجازات اسلامی

قبل از تصویب قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، اصولا عموم حقوقدانان جرم محاربه و افسـاد فـی الـارض را یکی میدانستند اما با تصویب قانون محازات اسلامی مصوب 1392 به صورت واضح و صریح این دو جرم از یکدیگر جدا شدند و به صورت جداگانه با عناصر روانی و مادی متفاوتی تعریف شدند.

افساد فی الارض عدل محور

تعریف افساد فی الارض در قانون مجازات اسلامی

افسادفی الارض در ماده 286 قانون مجازات اسلامی تعریف شده است و کافی است تا مصادیق مذکور در ماده 286 قانون مجازات اسلامی به صورت گسترده انجام گردند و نتیجه این فعالیت های گسترده اختلال بسیار زیاد و شدید در نظم عمومی کشور به صورت وسیع و عمده باشد.

پس دقت داشته باشید که افعال مجرمانه باید به صورت

  1. گسترده صورت گیرند
  2. منتهی به اختلال شدید در جامعه گردند
  3. به صورت وسیع و عمده صورت گیرند.

جرائمی که ارتکاب آن ها به صورت گسترده باعث تحقق جرم افساد فی الارض میشود . این جرائم ک در قانون مجازات اسلامی در بخش مرتبط با افساد فی الارض تعریف شده اند عبارت هستند از :

  • جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد نظیر قتل ها زنجیره ای
  • جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور
  • نشر اکاذیب
  • اختلال در نظام اقتصادی کشور همانند جعل و قلب سکه
  • احراق و تخریب
  • پخش مواد سمی و میکروبی خطرناکی نظیر وارد کردن داروهای تقلبی
  • دایر کردن مراکز فساد و فحشا

وکیل کیفری :  دقت داشته باشید که چنانچه کسی به صورت عمده و وسیع داروهای تقلبی وارد کشور کند مفسد فی الارض شناخته میشود منوط به اینکه باعث اخلال در نظم عمومی جامعه گردد.

آیا فقط مباشر این جرائم مفسد فی الارض میباشد؟

خیر ؛ همانگونه که از متن قانون بر می آید و درج عبارت ” و معاونت در آن ها … ” باعث میشود که دریاببیم که معاونت و مباشرت در آن دسته از جرائم به صورت گسترده که باعث ایجاد برهم خوردن نظم عمومی گردد مشمول جرم افساد فی الارض است.

آیا نیت مباشر یا معاون در مفسد فی الارض بودن اهمیتی دارد؟

با توجه به تعریف و متن قانون ، افساد فی الارض از جمله جرائم عمدی میباشد که باید سو نیت فرد در آن احراز گردد ؛ یعنی فرد باید قصد اثر گذاری بر امنیت جامعه و همچنین علم به اینکه انجام این عمل به صورت گسترده باعث بهم خوردن نظم عمومی میشود را داشته باشد.

حال اگر فرد قصد نداشته و یا علم به نتایج وحشتناک اعمال خود نداشته باشد دو حالت به وجود می آید:

  • حالت اول آن است که فعلی که فرد انجام داده است به صورت مستقل دارای عنوان مجرمانه میباشد که فرد به مجازات همان جرم محکوم میشود .
  • حالت دوم آن است که فعلی که فرد انجام داده است دارای عنوان مستقلانه نبوده و دادگاه نیز علم فرد به موثر بودن اقداماتش را احراز نکرده است و همچنین ارتکاب آن فعل باعث ایجاد اخلال گسترده در نظم عمومی و ایجاد ناامنی شده است که فرد به حبس تعزیری درجه پنج یا شش محکوم میشود.

مشاوره حقوقی برای کاهش سن

مشاوره حقوقی کاهش سن : درخواست کاهش سن در مراجع حقوقی و سایر مراجع ذی صلاح به ضرورت مشاوره حقوقی کاهـش سـن نیز منجر شده است. امروزه برای تعداد محدودی از شهروندان ما این سوال مطرح می شود که چگونه می توان سن شناسنامه ای را تغییر داد. البته تغییر سن شناسنامه ای شامل افزایش و کاهـش سـن است اما در این مقاله صرفا به چگونگی کاهش سن توسط وکیل امور حسبی خواهیم پرداخت.

کاهش سن شناسنامه ای

طبق قانون کاهش سن شناسنامه ای به دو بخش مجزا تقسیم می شود:

  • کاهـش سـن به میزان کمتر از پنج سال
  • کاهـش سـن به میزان پنج سال یا بیشتر از آن

هرکدام از موارد فوق دارای شرایط ویژه ای در نظام حقوقی ایران است به همین علت باید قبل از اقدام در این زمینه به مشاوره حقوقی کاهـش سـن مراجعه کرده و از چگونگی مطرح نمودن درخواست خود و احتمال پذیرش یا رد آن آگاه شوید.

مشاوره حقوقی برای کاهش سن

کاهش سن به میزان کمتر از 5 سال

قطعا سخت گیری مراجع برای پذیرش این امر کمتر از زمانی است که می خواهید درخواست کاهش سن به میزان بیشتر از 5 سال را بدهید. البته درخواست تغییر سن شناسنامه ای حتی برای چند روز یا چند ماه مسئله ای نیست که مراجع به راحتی با آن موافقت کنند به همین علت باید مدارک و شواهد مناسبی برای تایید این ادعا ارائه شود.

اگر می خواهید درخواست کاهـش سـن به میزان کمتر از 5 سال بدهید باید به دادگاه حقوقی محل سکونت خود رفته و درخواست خود را در قالب کاهش سن تنظیم کنید. این درخواست به طرفیت اداره ثبت احوال صادر کننده شناسنامه تنظیم می شود و قابلیت اعتراض در دادگاه تجدیدنظر را هم دارد. بنابراین اگر در مرحله اول درخواست شما رد گردید بهتر است در مهلت مقرر نسبت به اعتراض و درخواست تجدیدنظرخواهی اقدام نمایید.

البته ثبت احوال نیز به تبعیت از قوانین حقوقی در صورت موافقت دادگاه با درخواست شما، حق اعتراض به رای دادگاه را دارد. بنابراین اداره ثبت احوال نیز می تواند درخواست تجدیدنظر بدهد اما تجربه نشان داده است که اصولا اداره ثبت احوال بعد از ابلاغ حکم کاهش سن از جانب دادگاه، اعتراض نکرده و مبادرت به تغییر سن شناسنامه ای می کند.

کاهش سن به میزان پنج سال و بیشتر

اگر ادعای مغایرت فاحش میان سن شناسنامه ای و سن واقعی را دارید قضیه فرق می کند. در این صورت علاوه بر ضرورت مراجعه به مشاوره حقوقی کاهش سن حتی ممکن است ملزم به گرفتن وکیل نیز بشوید. پذیرش این امر از جانب مراجع ذی صلاح به سختی صورت می گیرد اما باتوجه به قوانین خاصی که در این زمینه وجود دارد دور از انتظار نیست و کافیست مدارک و شواهد معتبری را در این زمینه ارائه کنید.

برای درخواست کاهش سن به میزان پنج سال و بیشتر دیگر نباید به دادگاه حقوقی مراجعه کرد بلکه باید درخواست خود را به فرمانداری محل صدور شناسنامه تحویل دهید تا مورد بررسی واقع شود. در فرمانداری برای رسیدگی به درخواست شما یک جلسه متشکل از فرماندار یا بخشدار ، رئیس اداره ثبت احوال محل ، پزشک منتخب و مدیرعامل سازمان بهداری استان تشکیل می شود.

درصورتی که با درخواست شما موافقت شود اداره ثبت احوال وظیفه دارد تا نسبت به تغییر سن شناسنامه ای اقدام کند اما اگر با درخواست شما موافقت به عمل نیامد می توانید به رای صادره اعتراض کنید. این اعتراض را باید در دیوان عدالت اداری به عنوان مرجع بالاتر مطرح کنید.

نقش پزشکی قانونی در کاهـش سـن

برای کاهـش سـن شناسنامه ای به میزان پنج سال ممکن است نیاز به گزارش پزشک منتخب نباشد. درواقع این قاضی است که تعیین می کند درخواست شما نیاز به رسیدگی در پزشکی قانونی نیز دارد یا خیر؟ قاضی می تواند بدون توسل به نظریه پزشکی قانونی رای نهایی را صادر کند اما اصولا اغلب قضات در این موارد از نظریات کارشناسی شده پزشکی قانونی بهره مند می شوند.

برخلاف مورد قبل، گزارش پزشک منتخب برای کاهش سن به میزان پنج سال و بیشتر ضرورت دارد. در واقع یکی از ارکان صدور رای در فرمانداری، گزارش پزشک منتخب است و باید توجه جدی به آن صورت گیرد. علم پزشکی در دنیای جدید به قدری پیشرفت کرده است که می تواند به تنهایی نتیجه نهایی درخواست کاهـش سن را بپذیرد یا رد کند.

نشر اکاذیب , دروغ پراکنی و مجازات آن

نشر اکاذیب و مجازات آن : انتشار از کلمه نشر و به معنای وسعت دادن و مسعت بخشیدن به چیزی یا موضوعی میباشد و اکاذیب نیز از کلمه کذب و به معنای دروغ و چیزی خلاف واقع میباشد.

باید بدانید که ما در قانون مجازات اسلامی جرمی تحت عنوان نشر اکاذیب داریم که قواعد و مقررات خاص خودش را دارد و این جرم به هر فرد و به هر شخصی منتسب نمیشود و باید خصوصیات آن رعایت شده تا بتوان مرتکب را به جرم نشـر اکاذیـب محکوم کرد.

اگر درگیر موضوعی هستید که فکر میکنید به انتشار موضوعی خلاف واقعیت علیه شما مربوط میشود ؛ با ما همراه باشید تا به توضیح جرم نشر اکاذیب برای شما بپردازیم و برای مشاوره حقوقی با شماره 09305297504 تماس بگیرید و یا با وکیل کیفری گروه وکلای عدل محور در ارتباط باشید.

نشر اکاذیب

عنصر قانونی نشـر اکاذیـب

جرم نشـر اکـاذیب در ماده 698 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات تعریف شده است و بنا بر تعریف قانونی این جرم اگر کسی به وسیله وسایلی که در ذیل نامبرده خواهند شد ، امری خلاف حقیقت را اظهار کند به مجازات این جرم محکوم خواهد شد.
وسایلی که در بردارنده جرم نشـر اکاذیـب هستند شامل موارد زیر میشوند:

  • نامه
  • شکواییه
  • مراسلات
  • عرایض
  • گزارش
  • توزیع اوراق اعم از چاپی یا خطی چه دارای امضا باشد و چه نباشد

دقت داشته باشید که چنانچه امری خلاف واقع را اظهار نکند و به جای اظهار ، عملکرد هایی را نسبت به اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی نسبت دهد ؛ چنانچه چه از جانب خودش صحبت نموده باشد و چه از جانب دیگری و تحت عنوان نقل قول همچنان محکوم به جرم نشـر اکـاذیب خواهد بود.

عنصر روانی جرم نشـر اکـاذیب

همانگونه که از ظاهر و از امر ماده 698 قانون مجازات اسلامی پیداست ؛ جرم نشـر اکاذیب باید دارای سوء نیت خاص و سوء نیت عام باشد که به شرح زیر تقسیم بندی میشود.

باید در انتشار امور و اعمال خلاف واقع ، قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی وجود داشته باشد و چنانچه فردی در جمعی خصوصی و بدون سوء نیت خاصی امری را نسبت دهد بدون اینکه قصد تشویش اذهان عمومی را داشته باشد ، حتی اگر منجر به تشویش اذهان عمومی گردد نیز مشمول جرم نشـر اکـاذیب نخواهد بود.

دقت داشته باشید که در جرم نشر اکاذیب تمامی اظهارات خلاف واقع باید به صورت کتبی بیان شوند و اظهارات شفاهی مشمول جرم نشـر اکـاذیب نخواهد بود.

آیا نشر اکاذیب ، توهین نیز میباشد؟

باید دقت داشته باشید که مطلبی که خلاف واقع به قصد تشویش اذهان عمومی منتشر میشود حتی نباید حاوی مطالب و معانی توهین آمیز باشدو میتواند توهین آمیز بوده و یا نبوده باشد.

برای مثال میتوان به قصد تشویق اذهان عمومی فردی را حرام زاده معرفی کرد که میتواند مشمول حد قذف شود و یا فردی را دارای مال و اموال بسیار زیاد و پولدار معرفی نمود به نحوی که اذهان عمومی را مشوش نماید و هر دو مشمول جرم نـشر اکـاذیب می شوند.

آیا نشـر اکـاذیب حتماً اظهاراتی خلاف واقع هستند؟

نکته حائز اهمیت آن است که برای تحقق جرم نـشر اکـاذیب حتما و حتما باید مطالبی که عنوان میشوند نادرست باشند و چنانچه مطالب انتشار یافته صحیح باشند ، مشمول جرم نشر اکاذیب نخواهد بود و شاید تحت عنوان توهین و یا افترا قرار گیرند.

مجازات جرم نشر اکاذیب

مجازات جرم نشر اکاذیب حبس تعزیری از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه میباشد که جرم درجه 6 محسوب و در صلاحیت دادگاه کیفری 2 میباشد.

قذف چیست؟ + نکات مهم حقوقی

نکات حقوقی و کلیدی قذف : همانگونه که میدانید قانون گذار در قانون ایران به شدت برای حیثیت و حرمت وجودی افراد ارزش قائل شده و هر عملی یا هر سخنی که مشمول ناسزا و یا سخن نادرستی در خصوص افراد ولو افراد مرده باشد را دارای مجازات عنوان کرده است.

اکثر جرائم مرتبط با حیثیت افراد تعزیری هستند اما جرمی تحت عنوان قـذف در قانون وجود دارد که از جمله مجازات های حدی بوده و در شرع مقدس برای آن حکم تعیین شده است که میزان مجازات آن دست قاضی نبوده و هیچ اختیاری در تعیین مجازات جرم قـذف ندارد و باید عیناً همان مجازاتی را که در شرع برای آن تعیین شده است را در حکم بیاورد و به مرحله اجرا برساند در ادامه با وکیل کیفری گروه حقوقی عدل محور همراه باشید…

قذف

قذف در قانون مجازات اسلامی

جرم قذف به نسبت دادن جرم زنا یعنی هم خوابگی رابطه جنسی میان مرد و زنی که علقه زوجیت میان آن ها نبوده و لواط یعنی دخول و همبستر شدن دو انسان مذکر به شخصی را گویند ولو اینکه آن فرد مرده باشد.

میتوان گفت که قـذف فقط و فقط محدود به نسبت دادن دو جرم زنا و لواط شده است و چنانچه کسی دیگر جرائم حتی اگر جنسی باشد همانند تفخیذ یا مساحقه را به دیگری نسبت دهد مشمول جرم افترا خواهد بود و مشمول مجازات و حد قذف نمیشود.

شیوه ابراز قذف

با توجه به قانون مجازات ، قذف باید به صورت کاملا صریح و روشن و واضح و بدون ابهام گفته شود و کسی که نسبت لواط یا زنا را به فرد دیگر میدهد باید به معنی لفظی که به کار میبرد آگاه باشد حتی اگر آن فردی که زنا یا لواط به او نسبت داده شده است معنی زنا یا لواط را نداند.

برای مثال چنانچه یک ایرانی مسلمان به یک خارجی زبان نسبت زنا بدهد مشمول حد قـذف خواهد بود چرا که نسبت دهنده یعنی فرد ایرانی به معنی حرف خود آگاه بوده و با آگاهی اقدام به انتساب نموده است.

همچنین حتماً نیازی نیست که انتساب زنا یا لواط در قالب کلمه و جمله و گفتار بگنجد و قذف به شیوه نوشتاری حتی از طریح پیامک و یا ایمیل و یا دیگر راه های ارتباطی الکترونیکی مدرن نیز محقق میشود.

قـذف به دیگری و توهین به دیگری

زمانی ممکن است فردی جمله ای به کار ببرد که در عین حال شامل دو جرم شود و چون یکی قـذف حدی و دیگری توهین تعزیری است مشمول قاعده تعدد مجازات ها نمیشود و مجازات هم قـذف و هم توهین بر وی اعمال میگردد.

برای مثال چنانچه کسی به فرزند خود بگوید که تو فرزند من نیستی و یا به فرزند دیگری بگوید که تو از پدرت نیستی و در این حین به فرد توهینی نیز کرده باشد ، میتواند توهین به آن فرد و قـذف مادر آن فرد محسوب گردد.

اما اگر فردی به زنی بگوید که تو با آقای فلانی زنا کرده ای و یا به مردی بگوید تو با آقای فلانی لواط کرده ای ، فقط نسبت به مخاطب سخنش مرتکب جرم قذف شده و نسبت به آقای فلانی مرتکب جرمی نشده است.

مجازات جرم قذف

همانگونه که گفته شد قـذف جرمی حدی بوده و مشمول تخفیف و تعلیق و تعویق نمیشود و مجازات آن در صورت اثبات جرم 80 ضربه شلاق حدی و 2 سال مجازات تبعی به تبع آن میباشد.

آیا ممکن است حد قـذف ثابت نگردد؟

همانگونه که گفته شد قـذف شرایط خاص خودش را دارد و چنانچه آن شرایط نباشد ، جرم قذف ثابت نمیگردد.
برای مثال کسی که نسبت زنا یا لواط به او منتسب میگردد باید در هنگام قـذف ، بالغ / عاقل / مسلمان / معین باشد و هچنین تظاهر به عمل زنا و یا لواط نکرده باشد و اگر کسی که زنا یا لواط به او منتسب میشود دارای شرایط مذکور نباشد یعنی برای مثال نابالغ بوده و یا مجنون بوده و یا مسلمان نبوده باشد ، قـذف کننده تنها به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری محکوم میشود.

اما نکته مهم آنجاست که چنانچه کسی به زنا یا لواط تظاهر کند و مورد قذف قرار گیرد ، قـذف کننده مجازاتی ندارد و مجازات نمیشود چرا که فرد متظاهر به زنا یا لواط بوده است.

مشاوره حقوقی تجدید نظر خواهی 100% تخصصی

مشاوره حقوقی تجدید نظر خواهی : یکی از مهمترین مسائلی که در اغلب دادرسی ها مطرح می شود امکان تجدیدنظر خواهی است. درواقع اجرای عدالت حکم می کند تا فردی که رای صادره به ضرر اوست بتواند درخواست بررسی مجدد نماید؛ البته درخواست بررسی مجدد و یا همان تجدید نظرخواهی مشمول شرایط خاصی است و نمی توان در خصوص تمام دعاوی و بدون هیچ گونه شرط خاصی مبادرت به آن کرد.

باتوجه به اینکه زوایای مختلفی در این خصوص وجود دارد بهتر است به مشاوره حقوقی تجدید نظر خواهی روی آورده و سوالات خود را مطرح نمایید تا پاسخ های کاربردی را دریافت کنید. گذشته از اینکه مراجعه به وکلای این عرصه می تواند راهگشا باشد می توانید مقاله ما را در خصوص این موضوع و بررسی زوایای آن مطالعه نمایید.

مشاوره حقوقی تجدید نظر خواهی

تجدیدنظرخواهی چیست؟

تجدیدنظر به معنای بررسی مجدد یک موضوع به امید تغییر رای و حکم صادره است. بنابراین شخصی می تواند درخواست تجدیدنظر کند که رای صادره به ضرر او باشد. فرد با درخواست تجدیدنظر، بررسی پرونده را در یک دادگاه بالاتر و با دقت بیشتر درخواست می کند. باتوجه به قوانین ایران آراء ذیل قابلیت بررسی مجدد در صورت درخواست محکوم علیه را دارند:

  • در صورتی که خواسته یا ارزش آن بیش از ۳ میلیون ریال (سیصد هزار تومان) باشد.
  • کلیه احکام شورای حل اختلاف قابل تجدیدنظرخواهی هستند.
  • تمام احکام مربوط به دعاوی غیر مالی نیز قابل تجدید نظر خواهند بود.
  • بسیاری از دعاوی مربوط به امور حسبی و حقوق مدنی اعم از دعاوی مربوط به تغییر نام یا موراد موجود در شناسنامه، طلاق، حضانت، تمکین، رفع تصرف عدوانی و … قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند.
  • احکام راجع به متفرعات دعوا که در طی مراحل دادرسی به شخص تحمیل می ‌شد که از جمله آن ها می توان به حق‌الوکاله، هزینه دادرسی و …) اشاره نمود. لازم به ذکر است که در این مورد حتی برای مبالغ زیر سیصد هزار تومان نیز می توان درخواست تجدیدنظر نمود.

جهات تجدیدنظرخواهی

همانطور که مشخص گردید اغلب آرای صادره از دادگاه ها، قابلیت تجدیدنظرخواهی را دارند اما نمی توان بدون ارائه یک دلیل خاص در این خصوص اقدام نمود. اگر به مشاوره حقوقی تجدید نظر خواهی نیز مراجعه کنید قطعا از شما می خواهد تا یکی از موارد ذیل را برای اثبات جهات تجدید نظر خواهی ارائه کنید. این موارد عبارتند از:

  • ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه یا ادله ای که حکم طبق آن صادر شده است در این خصوص می توان به شهادت دروغ، جعل مدارک و یا اقرار از روی اجبار و اکراه اشاره نمود.
  • ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود اعم از بلوغ، اختیار، عدالت و …
  • ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی که حصری نبوده و فرد می تواند هرموردی را در این زمینه به اثبات برساند. این موضوع باید در برگه ای که برای تجدیدنظرخواهی تکمیل می شود درج شده و دلایل ابرازی نیز برای رسیدگی توسط قاضی در دادگاه بالاتر ارائه شوند.
  • ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی که اصولا توسط وکیل تجدید نظر خواهی بررسی و اثبات می شود. به عنوان مثال بررسی پرونده در صلاحیت دادگاه بوده است اما شورای حل اختلاف مبادرت به بررسی نموده و یا دادگاه، صلاحیت محلی برای رسیدگی به پرونده را نداشته است.
  • ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی که همانند نمونه اخیر نیاز به بررسی پرونده توسط وکیل یا مشاوره حقوقی تجدیدنظر خواهی دارد. به عنوان مثال در قانون میزان مشخصی برای سهم الارث تعیین شده است اما قاضی با تبعیت از قوانین موجود در این زمینه حکم را صادر نکند.

مهلت تجدیدنظرخواهی

مسئله مهمی که در سیستم قضایی مطرح است اهمیت زمان و مهلت طرح دعاوی یا اعتراض به آن هاست. در قانون نیز مهلت خاصی برای تجدیدنظرخواهی و اعتراض به رای صادره درج شده است و رسیدگی به اعتراضات در خارج از زمان مقرر بدون عذر موجه قابل توجیه و پذیرش نیست. بنابراین شما نیز باید از زمان علم به یکی از جهات تجدیدنظرخواهی، در مهلت های مقرر نسبت به این امر اقدام نمایید. باتوجه ب قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین باتوجه به قوانین مندرج در قانون آیین دادرسی کیفری، مهلت های ذیل برای درخواست تجدیدنظر تعیین شده اند:

  • 20 روز از زمان ابلاغ حکم برای افرادی که مقیم ایران هستند.
  • دو ماه از زمان ابلاغ حکم برای کسانی که ساکن ایران نیستند.

مشاوره حقوقی ورود ثالث

مشاوره حقوقی ورود ثالث : برخی از دعاوی مطروحه در دادگاه های حقوقی، صرفا میان خواهان و خوانده جریان پیدا نمی کنند بلکه در بعضی از موارد شاهد ورود افراد دیگر در دعوا و در قالب ورود ثالث هستیم.

باتوجه به اینکه اغلب افراد جامعه از چنین حقی آگاه نیستند و بر قوانین حاکم بر این موضوع اشراف ندارند، مشاوره حقوقی ورود ثالث را برای اطلاع از قوانین موجود انتخاب می کنند. مشاوره حقوقی ورود ثالث قادر است به تمام سوالات شما در این باب پاسخ دهد. در ادامه به بررسی این موضوع و مهمترین سوالاتی می پردازیم که در جلسات مختلف مشاوره حقوقی مطرح شده اند.

مشاوره حقوقی ورود ثالث

ورود ثالث چیست ؟

همانطور که می دانید یک دعوی حقوقی دارای دو بعد است. یک بعد مربوط به درخواست خواهان است و یک بعددیگر نیز مربوط به دفاعیات خوانده. حال اگر فرد یا افرادی در دعوای مورد نظر، برای خود حقی قائل باشند می توانند قبل از خاتمه دادرسی و در قالب دادخواست ورود ثالث، وارد دعوی شده و اظهارات خود را بیان نمایند.

وارد ثالث ممکن است علیه یکی از طرفین دعوی، درخواست خود را مطرح کند و یا اینکه خود را در محق شدن خواهان یا خوانده سهیم بداند. البته وی ممکن است علیه هر دو طرف دعوی نیز وارد جریان دادرسی شود و یا اینکه به صورت کاملا مستقل از آن ها خود را در خصوص نتیجه پرونده قضایی سهیم بداند. در این شرایط با ارائه مدارک و اسناد کافی دال بر ارتباط این شخص با دعوای مطروحه می تواند در قالب ورود ثالث وارد دعوی شود.

انواع ورود ثالث

ورود ثالث به دو نوع ورود اصلی و ورود تبعی تقسیم می شود. تقسیم بندی انواع ورود ثالث تاثیری در افزایش یا کاهش حق وی مبنی بر ورود به دعوی ندارد. اگر وارد ثالث به صورت مستقل برای خود حقی در نظر گرفته باشد و برای دریافت آن به دعوی وارد شود با ورود ثالث اصلی روبرو هستیم اما اگر احقاق حق او به پیروزی خواهان یا خوانده گره خورده باشد دعوی ورود ثالث تبعی است.

شرایط ورود ثالث

از مهمترین مباحثی که در مشاوره حقوقی ورود ثالث به آن توجه می شود شرایط خاصی است که برای ورود به دعوی اصلی نیاز است. در این زمینه باید به مهلت ورود ثالث و همین طور مرحله دادرسی توجه نمود.

مهلت ورود ثالث

ثالث حق دارد در صورت ارائه اسناد و مدارک لازم برای اثبات حق خود اعم از اینکه به صورت مستقل از طرفین دعوی باشد یا در گرو پیروزی یکی از آن ها در دعوی اصلی، تا پیش از خاتمه دادرسی برای ورود به دعوا اقدام نماید.

ورود ثالث در مراحل مختلف دادرسی

افرادی که می خواهند در قالب وارد ثالث، به یک پرونده حقوقی در دادگاه وارد شوند می توانند در تمام مراحل بررسی اولیه، دادرسی بدوی، تجدیدنظر، ارسال پرونده به دیوار عدالت اداری و مانند آن ها درخواست ورود بدهند اما در مرحله ای که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است امکان ورود ثالث وجود ندارد. در این شرایط فرد موظف است درخواست خود را به صورت جداگانه تنظیم کرده و به دادگاه تحویل دهد.

نکاتی که باید در خصوص ورود ثالث بدانید

  • ثالث باید در مقام خواهان وارد دعوی شود و دارای تمام حقوق و تکالیفی است که قانون برای خواهان در نظر گرفته است.
  • شرايط رسيدگي توأمان دعوای ورود ثالث و دعوای اصلي آن است كه بين هر دو دعوا ارتباط كامل وجود داشته باشد یا دارای یک منشا واحد باشند.
  • دعوای ورود ثالث نباید به قصد تبانی و تأخير در دادرسی باشد.
  • عدم صلاحيّت محلّی نسبت به ورود ثالث مانع رسيدگی در دادگاهی نيست كه صلاحيّت رسيدگی به اصل دعوا را دارد اما عدم صلاحيّت ذاتی مانع بررسی درخواست ورود ثالث می شود.
  • اگر شخص ثالث در دعوای طرفين قبل از ختم دادرسی وارد نشده باشد و حكم قطعی هم صادر شود وی میتواند از راه اعتراض ثالث اقامه دعوی كند.
  • اگر دعوی اصلی مسترد شود (از جانب خواهان) رسیدگی به دعوی ورود ثالث تبعی نیز متوقف می شود اما دادگاه موظف است به صورت مستقل به درخواست ورود ثالث اصلی رسیدگی نماید.
  • باتوجه به قوانین ریز و درشتی که در زمینه ورود ثالث، جلب ثالث و اعتراض ثالث وجود دارد از مشاوره حقوقی ورود ثالث غافل نشوید.

مجازات تفخیذ و نکات کلیدی آن

مجازات تفخیذ : در این مقاله سعی داریم به شما عزیزان بگوییم که با توجه به قانون مجازات اسلامی و اصول و قواعد فقهی ، تفخید چیست و در شرع و فقه و سنت برای آن چه احکام و چه مجازات هایی تعیین شده است.بررسی میکنیم که آیا مجازات تقخیذ از جمله مجازات های حدی میباشد و یا تعزیری و آیا مجازات آن قابل تبدیل ، تعلیق ، تعویق و یا … میباشد و یا خیر.
پس برای آشنایی بیشتر با جرم تفخیذ با عدل محور همراه باشید.

تفخیذ چیست؟

تفخید در لغتنامه های فارسی ، گروه گروه را خواندن معنی شده است و در لغتنامه های اسلامی اینگونه معنی شده است که استمتاع جنسی از ران دیگری و به مانند مالیدن آلت تناسلی را تفخیذ گویند.

مجازات تفخیذ

در قانون مجازات اسلامی نیز تفخیذ اینگونه معنی شده است که قرار دادن اندام تناسلی مرد میان ران های انسان مذکر دیگری را تفخیذ گویند.

پس همانگونه که مطالعه کردید تفخیذ با لواط متفاوت است ؛ لواط عبارت است از دخول اندام تناسلی مرد مذکر به انسان مذکر دیگر اما تفخیذ از این قاعده جداست و در تفخیذ دخولی صورت نمیگیرد.

مجازات تفخیذ

بحث تفخیذ در قانون مجازات اسلامی ، در فصل حدود گفته شده است به این منظور که در زمره جرائم حدی میباشد و مجازات حدی دارد.

مجازات های حدی مجازات هایی هستند که میزان آن ها در شرع مقدس تعیین شده است و تعیین میزان آن ها در دست قاضی نمیباشد ؛ دقیقا بر خلاف مجازات های تعزیری که در قانون برای مجازات های آنان بازه تشکیل شده است و دست قاضی برای انتخاب آنان باز میباشد.

قواعد و اصول فقهی نیز میگویند که تفخیذ انسان مذکر حرام است و از موجبات حد میباشد.همچنین حد آن جزء حدود کامل و در نتیجه ، صد شربه شلاق میباشد که غیر قابل تعویق ، غیر قابل تعلیق میباشد و همچنین از آنجایی که در زمره مجازات های حدی میباشد نیز قابلیت تخفیف ندارد.

حال دقت داشته باشید که تکرار جرم در حدود با تکرار جرم در تعزیرات متفاوت است.در ابتدا ملاک آن ، اجرای حدود میباشد.
پس هرسری که فردی تفخیذ انجام میدهد و مجازات حدی آن بر وی اعمال میشود،مجازات تکرار جرم بر اساس ماده 137 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 محاسبه نمیشود بلکه بر اساس تکرار جرائم حدی محاسبه میشود.

مجازات مرتکب جرم حدی در مرحله سوم ، حبس ابد و در مرحله چهارم ، اعدام میباشد.

پس چنانچه فردی جرم تفخیذ را انجام دهد و مجازات 100 ضربه شلاق حدی بر وی اعمال شود ، برای مرتبه سوم مجازات حبس ابد بر وی اعمال میشود و برای مرتبه چهارم که در همان زندان و در زمان حبس ابد میباشد ، مجازات اعدام حدی بر وی اعمال میشود.

همچنین بر خلاف دیگر حدود در تفخیذ ، شرع هیچ تفاوتی میان انسان محصن ، غیر محصن ، تفخیذ به عنف و یا به رضایت و همچنین تفاوتی میان مجازات فاعل و مفعول قائل نشده است.

اما در جایی نیز فقه این مورد را استثنا میکند و آن در آنجاست که فاعل تفخیذ غیر مسلمان بوده و مفعول تفخیذ مسلمان بوده باشد و حتی اگر تفخیذ به رضایت بوده باشد ، مجازات حدی فاعل اعدام میباشد.

راه های عدم اعمال مجازات تفخیذ

همانگونه که گفته شد مجازات های حدی از آنجایی که میزان آن ها در شرع تعیین شده است به هیچ عنوان قابل تعویق و تعلیق و مجازات نیستند اما یک راه برای عدم اعمال مجازات های حدی وجود دارد و آن ” توبه ” میباشد.

در جرائم حدی که البته شامل محاربه و قذف نمی باشد ؛ چنانچه مرتکب جرم حدی قبل از آنکه جرم ثابت شود ، توبه کند و این توبه و پشیمانی و ندامت وی برای قاضی احراز گردد مجازات حدی بر او اعمال نمیشود.

همچنین نکته مثبت دیگری که قانون گذار برای مرتکبین جرائم حدی به جز قذف در نظر گرفته است آن است که اگر به ارتکاب جرم اقرار کنند و جرم با اقرار ثابت شده باشد ، حتی اگر پس از اثبات جرم توبه کنند دادگاه میتواند عفو وی را از رئیس قوه قضائیه درخواست کند.

مجازات لواط و همجنسگرایی میان مردان در قانون مجازات اسلامی

لواط و همجنسگرایی میان مردان در قانون مجازات اسلامی : امروزه با توجه به پیشرفت علم و پیشرفت علم روانشناسی تا حدودی میتوان گفت که همجنسگرایی و گرایش به همجنس در اکثر کشور های دنیا پذیرفته شده است.همجنسگرایی به نوعی از رابطه جنسی میان مردان با مردان و یا زنان با زنان گفته میشود. حال سوال آن این است که:

  • با توجه به قانون ایران ، آیا همجنسگرایی پذیرفته شده است؟
  • اگر پذیرفته نشده آیا مجازاتی دارد؟
  • اگر دارای مجازات میباشد مجازات آن چیست و از چه نوعی میباشد؟

با وکلای کیفری عدل محور همراه باشید…

مجازات لواط و همجنسگرایی

تعریف لـواط

لـواط به رابطه ی جنسی کامل میان مردان با مردان گفته میشود و با تفخیذ تفاوت دارد ؛ تفخیذ عبارت است از مالیدن آلت تناسلی مردانه به داخل ران پای انسان مذکر دیگری اما لواط به رابطه جنسی کامل میان دو انسان مذکر گفته میشود.

در قرآن بسیار از لـواط نام برده شده است و از آن به عنوان عمل شنیع و زشت و بسیار نکوهیده یاد میشود و اصلا در دین مبین اسلام ، لواط امری پذیرفته شده نیست.

لواط در قانون مجازات اسلامی نیز اینگونه تعریف شده است که به دخول اندام تناسلی مردانه به دبر انسان مذکر دیگر ، لواط گفته میشود.

مجازات لواط

در قانون مجازات اسلامی لواط در زمره جرائم حدی آمده است و در فصل حدود تعریف شده است.
همانگونه که میدانید مجازات ها در قانون مجازات اسلامی دو نوع هستند ، مجازات های حدی و مجازات های تعزیری.
حدود آن دسته از مجازات ها هستند که در شرع مقدس از آن ها نام برده شده و برای آن مجازات معین تعیین شده است و میزان مجازات به هیچ عنوان به دست قاضی و با تعیین و اختیار قاضی نمیباشد و به هیچ عنوان قابل تعلیق و تعویق و تخفیف نیستند.

اما مجازات های تعزیری آن دسته از مجازات ها هستند که میزان آن ها در قانون مشخص شده است و دست قاضی برای انتخاب میزان مجازات باز است.همچنین کیفیات مخففه و مشدده در آن ها راه دارد و قابل تعویق و تعلیق و تخفیف هستند.

لـواط یکی از اعمال شنیع و جرائمی است که در شرع مقدس از آن نام برده شده است و در قانون مجازات اسلامی نیز در فصل حدود جرم انگاری شده است.

پس به هیچ عنوان مجازات آن غیر قابل اجرا نیست و قابل تعویق و تعلیق و تخفیف نیز نمی باشد.

مجازات لواط در قانون مجازات اسلامی بر اساس دستور شارع مقدس اینگونه تعیین شده است که باید میان فاعل جرم و مفعول جرم و همچنین ویژگی های شخصیتی مجرمان قائل به تفکیک شد.

  • اگر فاعل جرم مجرد باشد ، مجازات او صد ضربه شلاق است.
  • اگر فاعل جرم با رضایت مفعول این عمل را انجام داده باشد ، مجازات او صد ضربه ضلاق است.
  • اگر فاعل جرم متاهل و محصن باشد ، مجازات او اعدام حدی میباشد.
  • اگر فاعل جرم به عنف و به زور لواط را انجام داده باشد ، مجازات او اعدام حدی میباشد.

اما نکته جالب آن است که بدانید مفعول جرم چه مجرد بوده باشد و چه متاهل در هر صورت مجازات اعدام در انتظار اوست به جز در لواط به عنف و اکراه.

در موردی دیگر نیز برای فاعل جرم لواط اعدام پیش بینی شده است و آن در این صورت است که فاعل غیر مسلمان و مفعول مسلمان بوده باشد.

همچنین بهتر است بدانید که جرم لواط از جمله جرائم منافی عفت و جنسی و با مجازات اعدام و یا شلاق حدی میباشد پس در صلاحیت دادگاه کیفری 1 قرار دارد و پرونده مستقیماً به دادگاه میرود و تحقیقات مقدماتی نیز در دادگاه صورت میگیرد.

مسئولیت کیفری افراد دیوانه و مجنون

مسئولیت کیفری فرد مجنون : در این مقاله قصد داریم تا شما عزیزان را با چگونگی و نحوه مجازات فرد مجنون آشنا کنیم.در ابتدا مفهوم و معنای مجنون را برای شما توضیح داده و سپس به بررسی مسئولیت کیفری مجنون در اعمال جرائم و سپس به بررسی نحوه مجازات مجنون با توجه به قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری میپردازیم. پس اگر درگیر پرونده ای هستید که یک طرف پرونده اعم از بزهکار یا بزه دیده ، فردی مجنون حضور دارد با گروه حقوقی عدل محور همراه باشید.

مجنون کیست؟

همانطور که مشاهده کردید مجنون یا دیوانه ، فردی است که عقل زندگی کردن ندارد و فاقد قوه تمیز و درک خوب از بد میباشد و در قوه ادراک خود نیز دچار مشکل میباشد.قانون مجازات اسلامی نیز فرد مجنون را فردی فاقد اراده یا قوه تمیز معنا میکند.

مجانین اصولاً از نظر قوت بدنی دارای هیچ مشکلی نیستند و در قوای عقلی خود دچار ناتوانی و کم توانی میباشند که در بررسی و رسیدگی به پرونده های کیفری ، این کم توانی و ناتوانی و عدم درک و شعور باید توسط پزشکی قانونی بررسی شده و صحت آن احراز شود.

مجنون در قانون مجازات اسلامی

ماده 140 قانون مجازات اسلامی ، اینگونه بیان میکند که فردی که در حین ارتکاب جرم عاقل و بالغ و مختار باشد ؛ دارای مسئولیت کیفری است و با توجه به مفهوم مخالف این ماده یعنی فردی که در حین ارتکاب جرم ، عقل نداشته و یا به بلوغ نرسیده و یا دارای اختیار نباشد ، مسئولیت کیفری ندارد و در این بحث این موضوع برداشت میشود که مجنون مسئولیت کیفری ندارد.

پس با توجه به مواد فوق قانوناً در قانون مجازات اسلامی ما برای فردی که در حین ارتکاب جرم ، مجنون بوده است ؛ مسئولیت کیفری در نظر نگرفته ایم و باید بدانید که مبحث مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی مجنون دو بحث کاملاً جدا و مجزا هستند اما از آنجایی که آزاد بودن فرد مجنون مرتکب جرم ممکن است خطرناک باشد و مخل نظم و امنیت جامعه گردد ، با احراز و تایید این خطرناک بودن دادستان دستور میدهد تا فرد مجنون را تا رفع این حالت خطرناک در محل مناسب نگهداری کنند.

مسئولیت کیفری افراد دیوانه و مجنون

حتی اگر فردی در حین ارتکاب جرم ، سالم بوده اما پس از ارتکاب جرم تعزیری دچار جنون شود ؛ باز هم در صورت خطرناک بودن تا رفع حالت خطرناک به دستور دادستان در محل مناسب نگهداری خواهد شد.

حال دقت داشته باشید که گفتیم فردی که مرتکب جرم تعزیری شده است اگر پس از ارتکاب جرم ، دچار جنون شود در محل مناسب نگهداری میشود و این به آن معناست که مسئولیت کیفری وی ساقط میشود و جنون اط عوامل سقوط مجازات ها در جرائم تعزیری میباشد اما در خصوص جرائم حدی اینگونه نیست .

به این صورت که صراحتاً در تبصره 1 ماده 150 گفته شده است که جنون ، باعث سقوط حد و مجازات حدی جرائم حدی نمیشود اما در جرائم حق اللهی همانند ساب النبی اگر قبل از صدور حکم قطعی ، مرتکب دچار جنون شود تعقیب و محاکمه تا زمان افاقه به تاخیر می افتد اما در جرائم حق الناسی همانند قصاص و دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم ، اینگونه نیست و جنون بعد از ارتکاب جرم به هیچ عنوان از عوامل و موارد سقوط مجازات ها نیست.

مسئولیت کیفری فرد مجنون

آیین دادرسی کیفری که به روند و نحوه بررسی شکایات و پرونده های کیفری در دادگاه های کیفری میپردازد ، در خصوص مجنون اینگونه بیان میکند که هرگاه مجرم پیش از صدور حکم قطعی دچار جنون شود ، تا زمان افاقه تعقیب و دادرسی موقوف می شود یعنی جنون را از موارد موقوفی مجازات ها شمارده است.